نوادگان چهره های مشهور قرن بیستم | بیوگرافی و عکس

تیر ۶, ۱۳۹۶ at 9:47 ب.ظCategory:سرگرمی


نوادگان چهره های مشهور قرن بیستم

وب سایت روزیاتو: شاید برخی اوقات با کسانی برخورد کرده باشید یا عکس های اشخاصی را دیده باشید که ظاهری شبیه افراد مشهور در گذشته ای نه چندان دور داشته باشند. برای مثال یکی را در خیابان می بینید و یاد فلان بازیگر قدیمی یا رییس جمهور چند دهه ی پیش کشورتان بیفتید. این موضوع معمولاً رخ می دهد و معمولاً این شباهت ها شما را کنجکاو می کند. اگر چه در بسیاری از موارد قرابتی بین شخص یا عکسی که می بینید و شخصیت مشهور تداعی شده وجود ندارد اما باید بدانید که در برخی موارد نوادگان افراد مشهور شباهت بسیاری به اجداد و والدین خود پیدا می کنند. در ادامه این مطلب قصد داریم افرادی را به شما معرفی کنیم که از چنین شباهت هایی به اجداد مشهور خود در قرن بیستم دارند.
 
۱- رز و تاتیانا شلوسبرگ نوه های جان و ژاکلین کندی

با نوادگان چهره های مشهور قرن بیستم آشنا شوید

با نوادگان چهره های مشهور قرن بیستم آشنا شوید

رز بزرگ ترین نوه ی کندی ها بوده و از ظاهرش در این عکس می توانید شباهت های بسیاری بین او و مادربزرگ سرشناسش ژاکلین کندی پیدا کنید. این دختر جوان از دانشگاه هاروارد فارغ التحصیل شده و به دنیای سینما علاقه دارد و اخیراً در یک سریال تلویزیونی کمدی نیز بازی کرده است. خواهرش تاتیانا از دانشگاه ییل فراغ التحصیل شده و خبرنگار است. این دو یک برادر کوچکتر به نام جان دارند که از دانشگاه کمبریج فارغ التحصیل شده و اولین قدم هایش را برای ورود به دنیای سیاست برداشته است.

 

۲- اِما فرر نوه ی آدری هپبورن و مل فرر

با نوادگان چهره های مشهور قرن بیستم آشنا شوید

با نوادگان چهره های مشهور قرن بیستم آشنا شوید

اِما دختر شان، پسر ارشد آدری هپبورن است. این دختر جوان از همان کودکی در نقاشی استعداد فوق العاده ای داشته و در آکادمی هنر فلورانس درس خوانده و همانند مادربزرگش با یونیسف همکاری می کند. البته وی در دنیای مد نیز مانند مادربزرگ مشهورش فعالیت داشته و چند سال پیش قراردادی را با یک آژانس مدلینگ امضا کرده و وارد این عرصه شده است.

 

۳- آلیسون لِ بورخس نوه ی آلن دلون و ناتالی دلون

با نوادگان چهره های مشهور قرن بیستم آشنا شوید
 
با نوادگان چهره های مشهور قرن بیستم آشنا شوید

عکاسی که قصد عکس گرفتن از او را داشت و او را نمی شناخت به او گفته است:” اگر آلن دلون یک زن بود دقیقاً شبیه تو می شد”. آلیسون حقیقتاً زیبایی و دلربایی را از پدربزرگش به ارث برده است اما برخلاف پدربزرگ بازیگرش ترجیح داد وارد دنیای مدلینگ شود. زیبایی او شباهتش به پدربزرگ معروفش باعث شده که در دنیای مدلینگ اسمی برای خود دست و پا کند.

 

۴- لِوی دیلان نوه ی باب و سارا دیلان

با نوادگان چهره های مشهور قرن بیستم آشنا شوید

با نوادگان چهره های مشهور قرن بیستم آشنا شوید

این مدل خوش چهره نیز مانند دیگر فرزندان افراد مشهور در دنیای مدلینگ موفق بوده و به گفته ی خودش علاقه ی فراوانی نیز به موسیقی دارد. لوی دیلان گیتار می نوازد و برای خود و دوستانش آهنگسازی می کند اما هنوز قصد ورود به دنیای موسیقی به شکل حرفه ای را ندارد.

 

۵- آن کاریه نوه ی بریژیت باردو و ژاک کاریه

با نوادگان چهره های مشهور قرن بیستم آشنا شوید

با نوادگان چهره های مشهور قرن بیستم آشنا شوید

در عکس آن کاریه می توانید شباهت های بسیاری بین او و مادربزرگش بریژیت باردو ببینید و دستکم فریبندگی فرانسوی این دو کاملاً شبیه هم است. آن کاریه در سال ۱۹۹۹ وارد دنیای تئاتر شد و روز به روز بر پیشنهادهای سینمایی و تلویزیونی وی افزوده می شود و امروزه به یک بازیگر نسبتاً سرشناس و موفق در کشورش تبدیل شده است.

 

۶- شارلوت کاسیراگی نوه ی گریس کلی و شاهزاده رانیه سوم

با نوادگان چهره های مشهور قرن بیستم آشنا شوید

با نوادگان چهره های مشهور قرن بیستم آشنا شوید

شارلوت دختر شاهزاده کارولین و نوه ی گریس کلی بازیگر افسانه ای سینما است. این دختر زیبا در دانشگاه سوربن تحصیل کرده و در دنیای روزنامه نگاری فعال بوده و در امور خیریه نیز فعالیت می کند. علاوه بر این وی به دنیای مد نیز علاقه ی زیادی داشته و هر از چند گاهی با برندهای معروفی کار می کند.

 

۷- دایانا پیکاسو نوه ی پابلو پیکاسو

با نوادگان چهره های مشهور قرن بیستم آشنا شوید

با نوادگان چهره های مشهور قرن بیستم آشنا شوید

در خانواده ی پرجمعیت پیکاسو شاید تنها یک نفر را بتوان پیدا کرد که زندگی اش با هنر گره خورده باشد و آن هم کسی نیست جز دایانا نوه ی او. دایانا در رشته ی حقوق خصوصی و تاریخ هنر تحصیل کرده و در حال حاضر به عنوان یک کارشناسی هنری خبره در حراجی بزرگ ساثبی (Sotheby) فعالیت می کند. همچنین وی با نمایشگاه ها و موزه های آثار هنری در سراسر جهان همکاری دارد. بدون شک پدربزرگش به او افتخار خواهد کرد.

 

۸- سلاح، اسکیپ و نیکو مارلی نوه های باب مارلی

با نوادگان چهره های مشهور قرن بیستم آشنا شوید

با نوادگان چهره های مشهور قرن بیستم آشنا شوید

با نوادگان چهره های مشهور قرن بیستم آشنا شوید

با نوادگان چهره های مشهور قرن بیستم آشنا شوید

باب مارلی با توجه به ۷ بار ازدواجش بیش از ۱۱ فرزند از خود به جای گذاشته است و دستکم سه نفر از نواده های او به نحوی به شهرت رسیده اند. این سه به ترتیب از بالا عبارتند از سلاح مارلی که در حوزه ی مدلینگ فعالیت دارد، اسکیپ مالی که با همکاری با کیتی پری به شهرت رسید و نیکو که یک بازیکن سرشناس در ورزش راگبی است و اخیراً قراردادی را با یک باشگاه ورزشی معروف امضا کرده است.

 

۹- رایلی کیو نوه ی الویس و پریسیلیا پرسلی

با نوادگان چهره های مشهور قرن بیستم آشنا شوید

با نوادگان چهره های مشهور قرن بیستم آشنا شوید

رایلی دختر لیزا ماری پرسلی تنها دختر الویس پریسلی از اولین ازدواجش است. این زن جوان در دنیای سینما فعالیت داشته و مهم ترین نقشش را در فیلم «مکس دیوانه: جاده ی خشم» (Mad Max: Fury Road) بازی کرده و برای بازی در سریالی به نام «The Girlfriend Experience» نامزد دریافت جایزه گلدن گلاب شده بود.


نوادگان چهره های مشهور قرن بیستم


شخصیت های معروف جدید را با ardna.ir دنبال کنید

گاندی؛ زاهد هندی یا جنتلمن انگلیسی! | بیوگرافی و عکس

تیر ۶, ۱۳۹۶ at 5:05 ق.ظCategory:سرگرمی


گاندی؛ زاهد هندی یا جنتلمن انگلیسی!

هفته نامه صدا – سمیرا دردشتی: «چشمان آرام و کدر، کوتاه قد و ضعیف الجثه، با صورت لاغر و گوش های بزرگ برگشته، شب کلاهی سفید بر سر و جامه سفیدی از پارچه خشن در بر و پا برهنه، غذایش برنج است و میوه و به جز آب نمی آشامد. روی زمین می خوابد، کم می خوابد و دایم کار می کند.
 
گویی جسمش به حساب نمی آید. در برخورد اول هیچ چیز در او جلب توجه نمی کند، مگر حالت صبری عظیم و عشقی بزرگ… به سادگی کودکان است و حتی با رقیبان خود نیز مهربان و مؤدب است. صمیمیتی بی شائبه دارد. با فروتنی تمام به انتقاد از خود می پردازد و به قدری وسواسی است که شکاک به نظر می رسد و گویی با خود می گوید: «من اشتباه کرده ام»، هیچ سیاستی در کارش نیست. از اینکه دیگران را با نطق و خطابه، تحت تاثیر قرار دهد گریزان است یا بهتر است بگویم اصلا به این فکر نیست. از تظاهرات عمومی که محرک آن شخص خودش باشد، بیزار است…»

این جملات ابتدایی کتاب رومن رولان است که در سال ۱۹۲۴ زمانی که به تاریخ شرق علاقه مند شد و تحت تاثیر شخصیت گاندی قرار گرفت، در رابطه با زندگینامه ماهاتما گاندی نوشت.

 
سیاستمدار زاهد

از پوربندر تا لندن

در اواسط قرن نوزدهم، سیطره انگلستان بر هندوستان قطعیت یافته بود و سیل روشنفکران و تحصیل کردگان هندی که از کشورهای غربی بازگشته بودند به تحکیم این سلطه دامن می زد. در چنین شرایطی بود که در شهری به نام «پوربندر» (شهر سفید) در کنار دریای عمان پسری در خانواده گاندی به دنیا آمد که نامش را «مهنداس کرم چند» گذاشتند. نام خانوادگی گاندی به معنای بقال یا خواربارفروش است. خاندان او به طور سنتی و اجدادی بازرگان بودند ولی پدر و پدربزرگ شهر دو برای مدتی نخست وزیر یکی از استان های گجرات می شوند اما به دلیل مخالفت با مقامات بالاتر و استقلال رأی مورد تعقیب قرار می گیرند.

پدر گاندی مردی دست و دلباز و بخشنده بود اما سواد چندانی نداشت و در قید و بند جمع آوری مال نیز نبود. به گونه ای که پس از مرگش دارایی چندانی برای خانواده اش بر جای نگذاشت. مادر وی نیز به شدت مذهبی و بی سواد بود. او زندگی توأم با ریاضت کشی و روزه داری های طولانی و نیکوکارانه داشت و شخصیت مادر بود که بعدها در فرزندش تاثیری عمیق بر جای گذاشت تا آنجا که گاندی رفتار وی را «مقدس گونه» می خواند.

پدر و مادر وی پیرو مکتب جائینیسم مذهب هندو بودند. باورهای اساسی این مکتبشامل بی آزاری ،تعدی و بدی نکردن، گیاهخواری و خویشتن داری بود. در مجموع هر چند وی در خانواده ای ثروتمند به دنیا آمد اما خانواده او هرگز از طبقات ممتاز جامعه نبودند.

در دوران مدرسه «مهنداس کرم چند» چندان باهوش و زرنگ به نظر نمی رسید. شاگرد برجسته ای نبود و حتی در یادگیری برخی مواد درسی با سختی مواجه بود. به علاوه در همین دوران با دشواری های معدودی روبرو شد و علیه برخی از دستورات مذهبی شورش کرد تا آنجا که در خفا گوشت خورد که بزرگ ترین کفری بود که یک هندو می توانست مرتکب شود؛ خود وی نیز از انجام این کفر بسیار ترسیده بود و گمان می کرد که کافر شده است. وی در این زمان باور داشت آنچه باعث شده تا انگلیسی ها قدرتمند باشند، گوشت خواری است اما به زودی از این باور برگشت.

بنا بر سنت خانواده گاندی وی باید در نوجوانی ازدواج می کرد و به این منظور خانواده دو بار دخترانی را برای وی نامزد کردند که هر دو در کودکی از دنیا رفتند. با این حال سیزده ساله بود که بار دیگر دختری هم سن خودش به نام کاستوریا که از خانواده ای بازرگان بود را برای او نامزد کردند. گاندی و همسرش مدت شصت سال کنار یکدیگر زندگی کردند و صاحب چهار فرزند شدند.

 
سیاستمدار زاهد

زاهد هندی یا جنتلمن انگلیسی

گاندی نوزده سال داشت که علی رغم نارضایتی مادرش، هندوستان را به مقصد لندن ترک کرد تا تحصیلات خود را در رشته حقوق ادامه دهد. در لندن او در دانشگاهی به ادامه تحصیل می پردازد که به سهل گیری شهرت داشت اما به جهت وضعیت ظاهری، گیاهخواری و سوگندهایی که مطابق آیین جائینیسم برای پرهیز از گناه ادا کرده بود، به گونه ای غیرمعمول، گوشه گیر و خجالت زده، روزگار می گذراند.

بعد از مدتی آن گونه که خود می نویسد، برای اینکه یک «جنتلمن تمام عیار» انگلیسی شود، ساده لوحانه وقت و پول زیادی هزینه می کند و می کوشد در کلاس های مختلف شرکت کند اما به زودی از این خواسته دست کشیده و به سبک زاهدانه زندگی خود بر می گردد. زمانی که با جمعیت گیاهخواران لندن آشنا شد و به آنان پیوست، تحولی شگرف در زندگی وی پدید آمد چرا که بسیاری از اعضای انجمن گیاهخواران از روشنفکران و تحول خواهان جامعه بودند و همزمان تفکرات آنان قرابت بسیاری با آیین بودا داشت.

با این حال در ابتدای این آشنایی گاندی جوان، همچنان شرمگین و خجالت زده بود و حتی زمانی که برای نخستین بار قرار بود در انجمن سخنرانی کند، بعد از بیان چند جمله از متنی که نوشته بود، چنان دستپاچه شد که قادر به ادامه نشد و شخص دیگری متن او را برای جمع خواند.

گاندی کوشید تمام مدت حضور خود در لندن را با مطالعه و کاوش در رابطه با حقوق، تاریخ و کتب مذهبی و اخلاقی و شرکت در جمع دوستان جدیدش سپری کند. بیست و دو ساله بود که تحصیلاتش به اتمام رسید و درست یک روز پس از آن که موفق شد پروانه وکالت را دریافت کند، بی هیچ درنگی به هندوستان بازگشت.

با این حال در زمان ترک لندن نظر مثبتی در مورد انگلیس و مردم این کشور داشت و به ذات استعماری نهفته در آن پی نبرده بود.

 
سیاستمدار زاهد

بازگشت به هند

در سال ۱۸۹۱ گاندی رهسپار هند شد و مقارن با ورودش خبری دردناک دریافت کرد. مادرش به تازگی از دنیا رفته بود و نزدیکان ترجیح داده بودند تا ورود وی، این خبر را مخفی نگه دارند. وکیل جوان با توجه به تحصیلاتش، در دادگاه های جنایی هندوستان مشغول به فعالیت شد اما ویژگی های شخصیتی او با شغلی که انتخاب کرده بود در تضاد بود.

او در نخستین جلسه دادگاهش حتی یک کلمه هم نتوانست از موکل خود دفاع کند و وکالت او را به شخص دیگری واگذار کرد. وی وکالت را به اخلاقیات گره زده بود و تنها در دعاوی وارد عمل می شد که گمان می کرد حقی تضییع شده است و جایی که تشخیص می داد شخص گناهکار است، وکالت وی را بر عهده نمی گرفت. با این روحیه او موفقیت چندانی نمی توانست در شغل وکالت به دست آورد اما رویدادی تازه در راه بود تا وکیل بی دست و پا را در مسیری قرار دهد تا به پدر یک ملت تبدیل شود.

دادا عبدالله از بازرگانان سرشناس هندوستان که ساکن آفریقای جنوبی شده بود، علی رغم داشتن وکلای اروپایی در جستجوی یک وکیل هندی بود و گاندی به این منظور به او معرفی شد. این بار گاندی در بیست و چهار سالگی راهی آفریقای جنوبی شد و موفق به دادخواهی از موکلش در یک دعوای بزرگ شد. در این دوره هزاران هندی در آفریقای جنوبی زندگی می کردند که اقلیت سفید پوست این کشور به آنان «سرطان آسیایی» می گفتند و تبعیض شدیدی نسبت به آنان قائل بودند تا آنجا که حتی مهاجرت از آسیا به این کشور ممنوع شده بود و می کوشیدند با آزار و اذیت، آنها را وادار به ترک کشور کنند.

 
سیاستمدار زاهد

مبارزات

زندگی گاندی را باید در دو ساحت مبارزات اجتماعی وی و زیرساخت های فکری مبتنی بر مذهب مورد بررسی قرار داد. گاندی از ۱۸۹۳ فعالیت های خود را برای هندوستان آغاز می کند و این فعالیت ها را می توان به دو دوره تقسیم کرد: دوره مبارزات وی در آفریقای جنوبی که از ۱۸۹۳ تا ۱۹۱۴ به طول انجامید و علی رغم گسترده بودن آن بازتاب چندانی در دیگر کشورها نداشت.

گاندی در این دوران کوشید خدمت خیرخواهانه را گسترش دهد تا وجه مثبتی از خارجیان در آفریقای جنوبی به نمایش گذارد و از هر فرصتی چه در محیط کار و چه در ساحت زندگی شخصی برای مبارزه علیه بی عدالتی موجود در جامعه آفریقای جنوبی بهره برد و کوشید تا هندیان آن کشور را برای به دست آوردن حقوق خود متحد کند.

اقدام قابل توجه وی در زمان حضور در آفریقای جنوبی، حمایت از انگلستان در جنگ با بوترها که دولت آزاد در بخشی از آفریقای جنوبی به شمار می رفتند، بود. دلیل این امر آن بود که گاندی در آن زمان خود را یکی از شهروندان امپراتوری بریتانیا و حضور این کشور را برای آسایش مردم جهان ضروری می دانست.

وی حتی تا این زمان نیز چندان سر ستیز با استعمار نداشت یا به عبارتی چندان با سیاست های استعماری و شیوه عملکرد آن آشنا نبود. با این همه او چندین بار به زندان افتاد و به کار اجباری محکوم شد اما هیچ یک در اراده اش خللی ایجاد نکرد.

گاندی به هواداران خود شیوه مقاومت منفی را توصیه می کرد که در جریان آن هیچ گونه خشونتی صورت نمی گرفت و تنها مردم با دشمنان خود همدستی و همکاری نمی کردند؛ این شیوه چنان در آفریقا گسترده شد که نه تنها هندیان بلکه دیگر آسیایی ها نیز به آن پیوستند.

هر چند دولت این گونه مبارزه را بر نمی تافت و شمار زیادی را دستگیر و زندانی و اعدام کرد اما سرانجام پس از بیست سال مبارزات منفی جواب داد و یک انجمن سلطنتی در کلیه نکات مورد ادعا حق را به گاندی و یارانش داد؛ در سال ۱۹۱۴ نیز به موجب فرمانی مالیات سه لیره ای ملغی و به هندیان اجازه اقامت داده شد.

مرحله دوم مبارزات گاندی زمانی بود که بار دیگر وارد هندوستان شد. هنگامی که او به هند بازگشت جنبش استقلال ملی آغاز شده بود و او علی رغم کوشش هایی که در آفریقای جنوبی صورت داده بود، در هند چندان شناخته شده نبود و همچنان از فکر طغیان علیه انگلستان به دور بود. با این حال کوشید از راه نگارش مقالات و سخنرانی ها شرایط هندیان آفریقای جنوبی را بازگو کند، لذا به سفر در هندوستان پرداخت تا با حضور میان مردم بر دردهای آنان آگاهی یابد.

او با مردم به گفتگو می نشست و معتقد بود «اصلاح جامعه با اصلاح فرد آغاز می شود.» در این زمان انگلستان بر فشارهای خود به هندیان افزوده بود و در جنگ های مختلف خود در خارج از هندوستان، به ویژه در جنگ جهانی اول از سربازان هندی استفاده می کرد. هر چند در مقابل وعده داده بودند که در صورت پیروزی در جنگ به هند استقلال خواهند داد اما در عمل پس از پیروزی انگلستان در جنگ، قوانین سخت تری برای اداره این سرزمین وضع کردند و این امر خشم جامعه هند را برانگیخت.

 
سیاستمدار زاهد

با تمام این بد عهدی ها گاندی کوشید موج خشونت را کنترل کند و مبارزه را به صورت مرحله به مرحله ادامه دهد. او بار دیگر از تجربیات خود در آفریقا استفاده کرد و کارگران و کشاورزان را به مبارزه بدون خشونت از طریق اعتصاب های فراگیر ملی علیه انگلستان فرا خواند.

وی همچنین مردم را به استفاده از کالاهای ساخت هند تشویق می کرد و استقلال اقتصادی را مهم ترین گام رسیدن به استقلال برای ملت می دانست. در تابستان ۱۹۴۲ گاندی فرمان «هند را ترک کنید» را صادر کرد که بر اساس آن انگلستان باید طبق برنامه مشخصی هندوستان را تخلیه می کرد. سرانجام پس از یک دوره مبارزه طولانی و بدون خشونت، در روز ۲۵ آگوست ۱۹۴۷ استقلال شبه قاره هند رسما اعلام می شود.

مذهب گاندی

زندگی در شهری بندری که محل رفت و آمد گروه های مختلف مردم به حساب می آمد، گاندی را لاجرم با سایر ادیان هندوستان آشنا کرده بود. از طرف دیگر با وجود یک خانواده مذهبی، اولین آموزش های او در نیایشگاهی بود که در آنجا با کتاب های مذهبی مختلف هند، از جمله قرآن آشنایی پیدا کرد. با این حال زندگی او خالی از سرپیچی های مذهبی نبود، چه زمانی که در نوجوانی گوشت خواری کرد و چه آن هنگام که در جوانی بزرگان خاندانش وی را به خاطر ترک همسر و فرزند و سرزمینش که احتمال گناهکار شدن او را به وجود می آورد از طبقه خود طرد و بیگانه خطابش کردند.

با این حال وی در طول تحصیل خود در انگلستان با کتب مقدس ادیان مختلف از جمله قرآن، تورات و انجیل آشنایی پیدا کرد و به ویژه بسیار تحت تاثیر انجیل قرار گرفت.

گاندی در تمام عمر به مذهب ملتش یعنی هندوئیسم وفادار بود و عمیقا فردی مذهبی به شمار می رفت اما هرگز آن را با جزم اندیشی و باورهای خشک همگام نساخت؛ بلکه در هر لحظه این وجدان و عقلش بود که بر باورهایش نظارت داشت و هرگز کتاب مقدس آیین خود را تنها متن مقدس قلمداد نکرد بلکه معتقد بود که «هندوئیسم یک مذهب تبلیغی نیست و در آن برای پرستش تمام پیامبران جهان محلی هست و با تمام ادیان در صلح و صفا به سر می برد.»

او در طول مبارزاتش به حرکتی شگفت انگیز دست می زد که تمام مردم و هوادارانش را متحیر ساخت؛ در شرایطی که جامعه طبقاتی هند گروهی را تحت عنوان «نجس ها» از ساخت زیست اجتماعی، اقتصادی و سیاسی طرد کرده بود، گاندی دستور داد تا در معابد را به روی آنان نیز باز کنند و این در حالی بود که حتی خود «نجس ها» وضعیت فرودست خود را پذیرفته بودند. گاندی آنان را آفریده خدا و دارای حقوق برابر با سایرین خطاب کرد و حتی به قیمت خشمگین شدن هوادارانش، برابر تحقیر و توهین به آنان ایستادگی کرد.

 
 سیاستمدار زاهد
ترور پدر ملت

شلیک ممتد سه گلوله ناتورام گودسه ناسیونالیست افراطی مخالف رابطه با پاکستان در ۳۰ ژانویه ۱۹۴۸ مردی را در سن هفتاد و نه سالگی از پای در آورد که شاید بتوان او را روادارترین رهبر جهان خطاب کرد. وی تمام طول زندگی اش علیه خشونت مبارزه کرد اما خود در نهایت طعمه همان چیزی شد که زندگی اش را صرف مبارزه با آن کرده بود.

آموزه های زاهدمنشانه او بود که به مردم توصیه می کرد حتی دشمنان خود را دوست بدارند. پیرمرد لاغر اندام سیه چرده ژنده پوش هیچ شباهتی به رهبران مقتدر جهان نداشت. صدایی به فریاد بلند نکرد و از پیروانش نخواست که دشمنان را برای رسیدن به هدف، به هلاکت برسانند. وی به منظور تهییج مردم با صلابت و محکم سخن نمی گفت، توده ها را بر باد نمی نشاند و به منظور بر کشیدن و بر حق نمایاندن خود، کسی را تحقیر و تکفیر نکرد، با این حال موفق شد قلب میلیون ها نفر از مردم هندوستان را به تسخیر در آورد، چنان که در هنگام مرگش حتی دشمنان وی متاثر شدند.

او نه پیرو مکتبی بود و نه مکتبی را پایه گذاشت اما به جرأت می توان وی را از تاثیرگذارترین شخصیت های قرن بیستم و چه بسا تمام تاریخ بشر دانست.


گاندی؛ زاهد هندی یا جنتلمن انگلیسی!


شخصیت های معروف جدید را با ardna.ir دنبال کنید

خداحافظی با «فیلیپ لام»، آلمانی نجیب | بیوگرافی و عکس

تیر ۵, ۱۳۹۶ at 12:24 ب.ظCategory:سرگرمی


خداحافظی با «فیلیپ لام»، آلمانی نجیب

هفته نامه همشهری جوان – مهران باقی: معمولا هر تیمی دست کم یک بازیکن دارد که نه تنها سرسخت ترین دشمنان و رقبا هم از او متنفر نیستند که برایش احترام قائلند. در مورد تیم ملی آلمان و بایرن که هر دو دشمنان قسم خورده زیادی دارند، این فیلیپ لام بود که در طول ۱۴ سال گذشته، وظیفه تلطیف آن حس تنفر آمیز را بر عهده داشت؛ وظیفه ای که در طول یک دهه اخیر در یوونتوس روی دوش بوفون، در بارسلونا روی دوش اینیستا و در رئال روی شانه های کاسیاس بوده.

لام در طول دوران حرفه ای خود از هر دو بعد حرفه ای و اخلاقی کیفیتی کم نظیر به تاریخ فوتبال هدیه کرد. به لحاظ فنی اگر بهترین مدافع راست تاریخ نبود، یکی از بهترین ها بود و ده ها جام و عنوان مهم را درو کرد. به لحاظ اخلاقی هم همیشه او را مظهر آرامش، عقلانیت و رفتار مناسب با هم تیمی ها، داور و رقبا تلقی می کردند.

 
جمع شدن همین ویژگی ها در بازیکنی که گواردیولا با وجود کار با مسی و ژاوی و اینیستا، او را «باهوش ترین بازیکنی که تا به حال با او کار کرده ام» دانسته بود، باعث شد به مناسب خداحافظی او از فوتبال نگاهی کنیم به مسیری که در ۱۴ سال طی کرد.
 
خداحافظی با فیلیپ لام، آلمانی نجیب

احتمالا هیچ کدام از سوانح ورزشی و پزشکی به اندازه اردیبهشتی که گذشت از ما دیوانگان فوتبال اسطوره و ستاره نگرفت. پایان فصل لعنتی ۲۰۱۷-۲۰۱۶ مصادف شد با خاموشی درخشش چند نفر از غول های فوتبال. طی این دو هفته فرانچسکو توتی، جان تری، ژابی آلونسو و فیلیپ لام که هر کدام جایگاهی اساطیری نزد هواداران تیم شان داشتند، کفش ها را آویختند.

 
در میان این ستاره ها خداحافظی لام در سی و سه سالگی نشان از طرز خاص او نسبت به زندگی حرفه ای اش داشت. او که بعد از قهرمانی آلمان در جام جهانی، در حالی که هنوز می توانست در یک یورو یا یک جام جهانی دیگر به میدان برود، در سی و سه سالگی فوبتال ملی را کنار گذاشت. امسال هم اصرارهای آنچلوتی و مدیران بایرن مبنی بر ادامه بازی را نادیده گرفت و با این که هنوز یک سال دیگر قرارداد داشت، احترم خودش را حفظ کرد و کفش ها را در اوج و با کسب پنجمین قهرمانی پیاپی بوندس لیگا آویخت. اما این آلمانی نجیب و آرام از کجا فوتبالش را شروع کرد؟

پرده اول: هوش

ژن فوتبال خیلی زود خودش را در وجود فیلیپ نشان داد. پسر نحیف و باهوش آلمان از شش سالگی در تیم «اف تی گرن» یکی از محلات مونیخ به طور ثابت بازی کرد و این حضور تا یازده سالگی ادامه داشت. حضور او در این تیم محلی آن قدر چشمگیر بود که استعدادیاب های بایرن سریعا او را شناسایی و مقدمات انتقالش به آکادمی فوتبال بایرن را مهیا کردند.

یک موفقیت بزرگ برای یک بازیکن یازده ساله! سرعت بالا، هوش تاکتیک پذیری فراوان و مهارت در انجام حرکات سریع لب خط موجب شده بود تا لام نوجوان در میان نونهالان بایرنی انگشت نما باشد و بدرخشد. در سال ۲۰۰۳ «هرمان گارلند» مربی تیم دوم بایرن مونیخ به «فلیکس ماگات» زنگ زد و گفت: «جوان معرکه ای داریم که پانزده ساله به نظر می رسد ولی مثل سی ساله ها بازی می کند.» ماگات پرسیده بود در چه پستی؟ و گارلند جواب داده بود: «دفاع راست، دفاع چپ، جناح راست، میانه میدان و همین طور هافبک دفاعی.»

 
خداحافظی با فیلیپ لام، آلمانی نجیب

او راهی تیم اصلی شد اما مدیران بایرن طی حرکتی هوشمندانه تصمیم گرفتند بازیکن فرز و زرنگ شان را برای کسب تجربه بیشتر، برای دو فصل به اشتوتگارت قرض دهند.

او در هفته نخست رقابت های فصل ۲۰۰۴-۲۰۰۳ و در دیدار برابر روستوک، از دقیقه ۷۶ وارد میدان شد و اولین بازی اش در بوندس لیگا را تجربه کرد.

کار کردن او زیر نظر دو مربی سختگیر به نام های فلیکس ماگات و ماتیاس سامر در اولین حضور حرفه ای در لیگ باعث شد مهارت هایش حسابی قوام پیدا کند. او بعد از بازی در لیگ قهرمانان اروپا و انتخاب به عنوان دومین بازیکن برتر بوندس لیگا، حالا آماده بازگشت به زادگاه و بازی در خانه اولش بود.

پرده دوم: جنگندگی

موقع بازگشت به مونیخ کسی برای فیلیپ جوانی که آن زمان به عنوان دفاع چپ به میدان می رفت، فرش قرمز پهن نکرده بود. در پست او «لیزارازو»ی باتجربه ای بازی می کرد که در سی و شش سالگی همچنان آماده و سریع نشان می داد. لام همپای حریف مسن اش جنگید و ۲۰ بار در لیگ برای بایرن به میدان رفت.

 
در این معرکه بارسا برای گرفتن ماهی از آب گل آلود دست به کار شد اما فیلیپ دست رد به سینه بارسایی ها زد و قراردادش را چهار سال دیگر با بایرن تمدید کرد که نشان دهد از جنگیدن و رقابت برای باقی ماندن در تیم مورد علاقه اش هراسی ندارد. با وجود داشتن رقبایی گردن کلفت لام به باثبات ترین بازیکن بایرن تبدیل شد و تقریبا در تمام مسابقات آن فصل ها به میدان رفت.
 
خداحافظی با فیلیپ لام، آلمانی نجیب

آمدن فن خال به بایرن از دو جهت برای او بانی خیر شد؛ اول این که به دفاع راست منتقل شد و در اولین فصل حضور مربی هلندی، یک گل زد و ۱۲ پاس گل داد. دوم این که بازوبند کاپیتانی را با شایستگی به بازو بست. در تمام سال های بازی و با وجود قرار گرفتن نام لام در تیم منتخب هر تورنمنتی که در آن به میدان رفت، هیچ گاه توپ طلا نبرد، حتی بعد از نمایش بی نقص اش در ترکیب آلمان در جام جهانی برزیل.

پرده سوم: آرامش

مهم ترین اصل در دفاع، جنگندگی و درگیر شدن با حریف و جلوگیری از حملات سریع و برق آساست. به همین دلیل هم مدافعان عمدتا خشن هستند و کارنامه شان پر از کارت های رنگین است اما به قول حمیدرضا صدر، لام نوعی کمال بی تفاخر داشت؛ جوری بازی می کرد که همه تصور می کردند فوتبال بازی کردن چقدر ساده و آسان است! در بازی اش خبری از خودنمایی و اضافه کاری نبود. ضمن این که در هیچ دیداری با احدی درگیر نشد، به داوران اعتراض ناجوری نکرد و سرش به کار خودش بود.

در بیرون از زمین بازی هم هیچ گاه گافی نداشت؛ نه از حضور در پارتی و کلاب های شبانه خبری بود، نه از رسوایی های اخلاقی. در خارج از زمین فوتبال بیشتر وقتش را به اسنوکر و تنیس و اسکی و گلف می گذراند. در امور خیریه هم پیشتاز بود، به خصوص در جریان دو جام جهانی آفریقای جنوبی و برزیل به موسسات خیریه این دو کشور کمک های قابل توجهی کرد. لام در بیست و هفت سالگی با نامزدش ازدواج کرد و در تمام این سال ها زندگی آرامی را در کنار همسر و فرزندش که حالا شش ساله است، سپری کرده.

پرده چهارم: روی تاریک ماه

زندگی این آلمانی خوب چندان هم خالی از نقاط تاریک نیست. همین هفته قبل و بعد از خداحافظی لام و در میان تمام تعریف و تمجیدهایی که از او صورت می گرفت، میشائیل بالاک یک دوسیه فراموش شده را دوباره باز کرد و یک داغ کهنه را تازه کرد. هفت سال قبل، در آستانه جام جهانی ۲۰۱۰ آفریقای جنوبی، میشائیل بالاک کاپیتان وقت تیم ملی مصدوم شد و جام جهانی را از دست داد.

 
 خداحافظی با فیلیپ لام، آلمانی نجیب
 
یوآخیم لو بازوبند کاپیتانی تیم ملی را بر دستان فیلیپ لام بست و به این ترتیب لام در اولین جام جهانی عمرش کاپیتان شد. روال طبیعی این بود که بعد از رهایی بالاک از مصدومیت، لام مجددا بازوبند را به او برگرداند اما در کمال شگفتی این کار را نکرد.

لام کاپیتان آلمان ماند و دور بعد قهرمان جهان هم شد ولی بالاک دیگر فرصت حضور در مانشافت را پیدا نکرد و از کاپیتان جدید کینه ای عمیق به دل گرفت. بسیاری از بزرگان فوتبال آلمان از این حرکت لام به تندی انتقاد کردند اما به نظر می رسید این حرکت، به صورت آگاهانه و با هماهنگی کادر فنی صورت گرفته، چون لو و دستیارانش در مقابل این اقدام لام موضعی نگرفتند. فدراسیون منضبط فوتبال آلمان هم هیچ برخوردی صورت نداد و موضوع کاپیتانی بالاک سی و سه ساله و حضورش در تیم برای همیشه منتفی شد.

کتاب خاطرات لام چگونه در آلمان جنجال ساز شد؟

جنجال غیر ظریف!

زندگینامه خودنوشت لام به نام «تفاوت ظریف» به محض انتشارش در سال ۲۰۱۱ جنجال وسیعی در فوتبال آلمان به وجود آورد. لام که تا پیش از این، شخصیتی خجالتی و مطیع به نظر می رسید، در این کتاب به صراحت به مربیان سابق تیم ملی آلمان تاخته بود و تاکتیک ها و رفتارهای آنها را به صراحت نقد و حتی هجو کرده بود. او همچنین یک بار در مصاحبه ای با بی پروایی مدیران بایرن را فاقد نقشه راه و بدون فلسفه خواند!

فولر: تقابل و فاقد تاثیر

لام در این کتاب یورگن کلینزمن و رودی فولر را فاقد تفکرات تاکتیکی دانسته و ادعا کرده بود تیم ملی در دوران حضور این دو نفر از اختلافات درونی زیادی رنج می برد. لام در مورد فولر نوشته بود: «تیم ملی در جام ملت های ۲۰۰۴ تمکرین زیادی انجام نمی داد و گویا برای استراحت به پرتغال سفر کرده بود! تمرینات هم بسیار سبک بود و بازیکنان بیشتر مشغول بازی با پلی استیشن بودند! در این مسابقات تنها تاکتیک تیم ملی از سوی رودی فولر، سانتر از کناره های زمین و زدن ضربه به توپ در مقابل دروازه از سوی بازیکنان بود، تاکتیکی مضحک و غیر سیستماتیک.»

 
خداحافظی با فیلیپ لام، آلمانی نجیب

این گفته ها مطابق انتظار، عصبانیت شدید فولر را به همراه داشت و او از فدراسیون آلمان خواست تا لام را تنبیه کنند. فولر همچنین لام را به توطئه علیه بالاک برای بیرون انداختن او از تیم ملی متهم کرد.

کلینزمن: تهی از تاکتیک

او درباره کلینزمن هم نوشته بود: «خیلی زود فهمیدیم که او برنامه خاصی ندارد، صرفا از آمادگی جسمانی می گوید و از استراتژی و تاکتیک سر در نمی آورد. او در رختکن فقط می گفت گل بزنید! در زمان کلینزمن بازیکنان بیشتر از او درگیر مسائل تاکتیکی بودند.»

فن خال، ماگات و دیگران

سایر مربیان هم از نیش های لام در امان نبودند. لام فلیکس ماگات را فردی دانست که برای تحت فشار قرار دادن بازیکنانش جان می کند و موش و گربه بازی بی ثمری در تیم به راه انداخته بود. او فن خال را هم فاقد فلسفه خواند و گفت: «فن خال نمی خواهد قبول کند آنچه را که به عنوان فلسفه اش به دیگران قالب کرده، تنها بازی با کلمات و حرافی است!»


خداحافظی با «فیلیپ لام»، آلمانی نجیب


شخصیت های معروف جدید را با ardna.ir دنبال کنید

نابغه‌ای بی‌رقیب به نام «مایکل جکسون» | بیوگرافی و عکس

تیر ۴, ۱۳۹۶ at 7:43 ب.ظCategory:سرگرمی


نابغه‌ای بی‌رقیب به نام «مایکل جکسون»

برترین ها: هشت سال از درگذشت ناگهانی مایکل جکسون می‌گذرد. سبک موسیقی، رقص استثنایی و کنسرت‌های به یادماندنی او را به ستاره‌ای بی‌همتا در موسیقی پاپ تبدیل کردند که بی‌تردید تا سال‌های طولانی پس از مرگش همچنان درخشان باقی خواهد ماند.
 
نابغه‌ای بی‌رقیب به نام «مایکل جکسون» 
 

مایکل جکسون بی‌شک اگر نه مشهورترین و موفق‌ترین، بلکه یکی از مشهورترین و موفق‌ترین خوانندگان و رقصندگان تمام دوران است. “سلطان پاپ” هشت سال پیش به طور غیرمنتظره در اثر ایست قلبی جان باخت.
 
دوران کودکی مایکل جکسون آمیخته با جاه‌طلبی‌های پدری پرخاشگر بود که بی‌رحمانه از فرزندانش کار می‌کشید. مایکل هیچگاه به مدرسه نرفت و در خانه تحت تعلیم قرار گرفت. پنج ساله بود که برای نخستین بار همراه برادرانش به روی صحنه رفت. در هفت سالگی او به تنهایی به عنوان خواننده و رقصنده در برابر تماشاگران برنامه اجرا کرد.

 
نابغه‌ای بی‌رقیب به نام «مایکل جکسون» 
 

در دهه ۷۰ میلادی مایکل همراه با برادرانش در گروهی که آن را “جکسون فایو” نامیده‌ بودند، به روی صحنه رفت و نخستین موفقیت‌هایش را بدست آورد. این تک‌ستاره دنیای پاپ بعدها اغلب با تلخی از دوران کودکی‌اش یاد کرد. مایکل که در روز ۲۹ اوت ۱۹۵۸ چشم به جهان گشود، همراه با پنج برادر و سه خواهر در خانه‌ای کوچک در یکی از محله‌های کارگری مخصوص سیاه‌پوستان بزرگ شد.
 
در دهه ۸۰ میلادی مایکل جکسون با آلبوم “تریلر” به موفقیت بی‌سابقه‌ای دست یافت. این آلبوم با فروش بیش از ۱۰۰ میلیون نسخه در جهان پرفروش‌ترین آلبوم تاریخ موسیقی لقب گرفته است. آلبوم “تریلر” پلکان ترقی مایکل به سوی جایگاهی یگانه در دنیای موسیقی پاپ شد.

 
نابغه‌ای بی‌رقیب به نام «مایکل جکسون» 
 

ترانه‌های مایکل یکی پس از دیگری در صدر جدول ترانه‌های پرفروش در جهان جای گرفتند: “Billie Jean”، “Beat It” یا “The Girl is mine” هر کدام موفقیت‌های تجاری چشمگیری را کسب کردند. اما روی دیگر سکه که این موفقیت‌ها به همراه داشتند، فشار افکار عمومی و نمایان ساختن قسمت‌های تلخ و تاریک صنعت سرگرمی بودند. آن پسربچه کوچک حالا دیگر به هنرمندی بی‌همتا و محبوب، اما بدون زندگی شخصی و حریم خصوصی تبدیل شده بود.

 
نابغه‌ای بی‌رقیب به نام «مایکل جکسون» 
 

اواسط دهه ۹۰ میلادی فروش آلبوم‌های مایکل دیگر رونق سابق را نداشتند. او حالا دیگر از نظر ظاهری نیز تغییر کرده بود. پوستی که تا آن زمان به رنگ سیاه بود، به کمک عمل‌های جراحی متعدد به رنگ سفید درآمده بود. مایکل چندین بار نیز برای جراحی بینی تن به تیغ پزشکان داد.

 
لیزا ماری پریسلی، تک دختر الویس پریسلی “سلطان راک اند رول” در تاریخ ۲۶ مه ۱۹۹۴ با مایکل جکسون ازدواج کرد. مراسم ازدواج این دو در جمهوری دومینیکن برگزار شد؛ ازدواجی که تنها ۱۹ ماه دوام یافت.
 
نابغه‌ای بی‌رقیب به نام «مایکل جکسون» 
 

زن بعدی در زندگی مایکل جکسون، دبی رو بود؛ پرستاری که در مطب پزشک معالج وی کار می‌کرد. در نوامبر ۱۹۹۶ مایکل به طور غیرمنتظره و ناگهانی در حاشیه تور کنسرت‌هایش در استرالیا با دبی که در آن زمان باردار بود، ازدواج کرد. از این ازدواج که ۳ سال به طول کشید دو فرزند بر جای مانده است.

 
نابغه‌ای بی‌رقیب به نام «مایکل جکسون» 
 

در سال ۱۹۹۷ “پرینس مایکل جکسون جونیور” (چپ) به دنیا آمد. یک سال بعد “پاریس مایکل کاترین جکسون” چشم به جهان گشود. سومین فرزند با نام “پرینس مایکل جوزف جکسون دوم” در فوریه ۲۰۰۲ متولد شد. تا به امروز مادر سومین فرزند مایکل جکسون ناشناس مانده است.

 
نابغه‌ای بی‌رقیب به نام «مایکل جکسون» 
 

الیزابت تیلور، هنرپیشه هالیوود، سال‌های زیادی را به عنوان دوست در کنار مایکل جکسون سپری کرد. او به ویژه در دوران‌های سختی که مایکل جکسون از سر گذراند، در زندگی‌سلطان پاپ حضور داشت و او را تنها نگذاشت.
 
بدترین دوران زندگی مایکل زمانی بود که به وی اتهام سوءاستفاده جنسی از پسربچه‌ای‌زیر سن قانونی وارد شد. این پسر در سال ۱۹۹۳ مدعی شد که مایکل جکسون در اقامتگاهش به نام “نِوِرلند” وی را مورد آزار جنسی قرار داده است. این پرونده در ازای پرداخت خسارتی چند میلیون‌دلاری مختومه اعلام شد. سال ۲۰۰۵ اما اتهام سوءاستفاده جنسی از کودکان بار دیگر گریبان وی را گرفت.

 
نابغه‌ای بی‌رقیب به نام «مایکل جکسون» 
 

در جریان دومین دادرسی جزئیات زیادی از زندگی خصوصی مایکل به رسانه‌ها راه یافت. سلطان پاپ بیشتر و بیشتر از انظار عمومی کنار کشید. او به همراه ۷۰ خدمتکار در مزرعه‌۲۷۰۰ هکتاری‌اش به نام “نورلند” در حومه سانتا باربارا در ایالت کالیفرنیا، روزگار می‌گذراند. نورلند از جمله دارای یک باغ‌وحش خصوصی با ۲۰۰ حیوان، سه جایگاه فرود هلیکوپتر، یک روستای سرخپوستی و یک جزیره مصنوعی بود.
 
موفقیت‌های مایکل جکسون علیرغم فراز و بیش از همه نشیب‌های زندگی‌اش استثنایی بود‌ه‌اند. مجموعا ۱۳ ترانه وی جایگاه نخست جدول موسیقی آمریکا را بدست آورد. او ۱۳ جایزه گرمی بدست آورد و فروش آلبوم‌هایش حدود ۷۵۰ میلیون نسخه تخمین زده می‌شود. مایکل جکسون تقریبا تمامی ترانه‌هایش را خود نوشت و تنظیم کرد، با این حال وی قادر به نواختن هیچ ساز موسیقی نبود.

 
نابغه‌ای بی‌رقیب به نام «مایکل جکسون» 
 

در سال ۲۰۰۹ مایکل جکسون خبر از بازگشت دوباره به روی صحنه داد. طبق برنامه قرار بود روز ۱۳ ژوئیه نخستین کنسرت از مجموع ۵۰ کنسرت به نام “This is it” که تا مارس ۲۰۱۰ پیش‌بینی شده بود، در لندن اجرا شود. تمامی بلیت‌های کنسرت مایکل جکسون در لندن تنها در عرض چند دقیقه به فروش رفت.
 
طرفداران مایکل جکسون نتوانستند بار دیگر شاهد هنرنمایی سلطان پاپ روی صحنه باشند. روز ۲۵ ژوئن ۲۰۰۹ او در پی یک حمله قلبی ناگهانی درگذشت. پیکر مایکل در میان غم و اندوه اعضای خانواده و نیز میلیون‌ها هوادار در گورستان “فارست لاون” به خاک سپرده شد. درگذشت ناگهانی مایکل جکسون شبه‌های زیادی را به وجود آورد، اما در نهایت اعلام شد که دلیل ایست قلبی مصرف بیش از حد داروی خواب‌آور از جمله “پروپوفول” بوده است.
 
سبک موسیقی، رقص منحصر به فرد، طرز لباس‌پوشیدن و کنسرت‌های به یادماندنی مایکل جکسون او را به ستاره‌ای بی‌همتا در موسیقی پاپ تبدیل کردند که بی‌تردید تا سال‌های طولانی پس از مرگش همچنان درخشان باقی خواهد ماند.

 
نابغه‌ای بی‌رقیب به نام «مایکل جکسون» 
 

در ماه مه ۲۰۱۴ آلبوم جدیدی از مایکل جکسون با عنوان Xscape شامل هشت ترانه از کارهای منتشر نشده وی به بازار آمد. این آلبوم توسط چند تن از تهیه‌کنندگان مشهور موسیقی پاپ از جمله تیمبالاند بازسازی و تکمیل شد. آلبوم Xscape یازدهمین آلبوم مایکل جکسون است و ترانه‌های آن را ال ای رید، مدیر شرکت تولید موسیقی اپیک، از بین کارهای ناتمام مایکل در دوران فعالیتش انتخاب کرده است.


نابغه‌ای بی‌رقیب به نام «مایکل جکسون»


شخصیت های معروف جدید را با ardna.ir دنبال کنید

همه دارایی های شخصی «اون» | بیوگرافی و عکس

تیر ۴, ۱۳۹۶ at 3:02 ق.ظCategory:سرگرمی


همه دارایی های شخصی «اون»

مجله همشهری سرنخ – ندا بهجتیان: ثروت خالص کیم جونگ اون بیش از پنج میلیارد دلار تخمین زده شده در حالی که بیش از ۲۴ میلیون نفر از مردم کره شمالی در فقر به سر می برند.

جت شخصی، خاویار وارداتی گرانقیمت، سیگارهای عجیب و غریب و کارهای احمقانه در عرصه سیاسی. این عصاره تمام چیزهایی است که می توان درباره اش گفت؛ کیم جون اون، جوان ترین رهبر کره شمالی است که در سال ۲۰۱۱، در بیست و هشت سالگی پس از مرگ پدرش کیم جونگ ایل، به عنوان رهبر کره شمالی برگزیده شد. او چند روزی است که با آمریکا سر لج افتاده و این احتمال وجود دارد که جنگی را علیه یانکی ها شروع کند. به همین خاطر به سراغ او و زندگی عجیب و غریبش رفته ایم.

۱٫ آخر شکموها

وقتی پای شکم و غذا در میان باشد، او از صرف هیچ هزینه ای صرف نظر نمی کند. به گزارش دیلی میل او یکی از شناخته شده ترین چهره ها برای سفارش بهترین و تازه ترین گوشت ها از دانمارک، خاویار از ایران، خربزه و هندوانه از چین و خوراک های گوشت لذیذ از ژاپن است، این در حالی است که اصلا مشخص نیست چند نفر در اطراف کیم وجود دارند که می تواند از این زندگی شاهانه برخوردار شوند، حتی اطلاع دقیقی از آشپز او نیز در دست نیست.
 
 همه دارایی های شخصی اون!
 
این ولخرجی ها در شرایطی است که مردم کره شمالی با مقدار کمی جیره روزانه صبح خود را به شب می رسانند و در خانواده های پرجمعیت وضعیت به طوری است که غذا حتی به دو وعده نمی رسد یا حتی آن ها را سیر نمی کند. به عنوان مثال در آگوست ۲۰۱۵ برای هر دو نفر در هر روز ۲۴۰ گرم غلات یا حبوبات در نظر گرفته شد. پروتیین ها نیز به صورت تکه های خشک شده گوشت یا ماهی در موقعیت های خاص در اختیار مردم قرار داده می شد که در همان صورت هم عده بسیار زیادی از مردم از سوءتغذیه رنج می بردند یا حتی به این خاطر جان خود را از دست می دادند.

۲٫ کیم جون اون کجا زندگی می کند؟

 
 همه دارایی های شخصی اون!

هیچ پاسخ قطعی ای برای این سوال وجود ندارد،ٍ چرا که او ۱۷ کاخ در سراسر کشور برای زندگی دارد و هرگز مشخص نیست که در حال حاضر در کدام یک مشغول زندگی است. او حتی یک جزیره شخصی هم دارد که زمان دقیق اقامت در آن را هیچ کس نمی داند و این در حالی است که بیشتر مردم کره شمالی در خانه های بسیار محقر و یا خانه هایی آجری قدیمی اجاره ای زندگی می کنند.

۳٫ سیگار منحصر به فرد

 
 همه دارایی های شخصی اون!
بسیاری از میلیاردرها فکر می کنند که استفاده از سیگارهای معمولی به دور از شأن و منزلت شان است، درست مانند کیم جونگ اون، به همین خاطر است که او تنها از نوعی سیگار منحصر به فرد فرانسوی به نام «ایوز سینت لورنت» استفاده می کند که هر پاکت آن ۴۴ دلار قیمت دارد اما علاوه بر قیمت سیگار، هزینه حمل آن ۱۶۵ دلار است.

۴٫ کشتی، جت و قطار شخصی

کشتی تفریحی ۶۰ متری کیم جون اون که البته جزییات آن توسط دوستش دنیس رادمن توصیف شد یک کشتی در حد داستان های افسانه ای و کارتون های دیزنی است.
 
 همه دارایی های شخصی اون!
این کشتی، پرنسس نام دارد و توسط شرکت فندی طراحی شده است، قیمت این کشتی حدود هشت میلیون دلار برآورد می شود. کشتی دارای ۱۰ سوییت مجلل است و علاوه بر این دارای استخر شنا، سالن سینما، جایگاه فرود هلیکوپتر و یک عرشه مناسب برای آفتاب گرفتن است.
جت شخصی اون، ایرفورس اون نام دارد که با لوکس ترین تجهیزات و کریستال های  خاکستری و صندلی های تمام چرم تزیین شده است. این جت در حدود ۱٫۵میلیون دلار ارزش دارد. داشتن جت شخصی برای فردی که مسئولیت اداره یک کشور را برعهده دارد موضوع عجیب و دور از ذهنی نیست اما از همه عجیب تر این است که کیم در کنار تمام کاخ های سلطنتی خود باند فرودگاهی شخصی هم دارد. به این ترتیب او برای رفتن به فرودگان نیازی به تردد شهر ندارد و با برداشتن چند قدم می تواند خود را به جت شخصی اش برساند. کیم برای ساخت هر کدام از این فرودگاه ها صدها هزار دلار پول خرج کرده است.
گفته می شود کیم به غیر از جت و کشتی تفریحی شخصی، قطار شخصی نیز دارد زیرا در کنار برخی از باند فرودگاه های شخصی اش، آثاری از ریل قطار هم دیده شده است.

۵٫ پیست اسکی ۱۱۰ کیلومتری

کیم علاقه بسیار زیادی به ورزش دارد و به همین دلیل، یک پیست اسکی سرپوشیده در منطقه توریستی کره شمالی ساخته که تا به حال ۳۵ میلیون دلار هزینه داشت است. براساس گزارش دیلی میل به نقل از کیم جونگ اون «این ورزشگاه بی عیب و نقص است و از کابین های چوبی برای استراحت ورزشکاران، سونا، رستوران و یک پیست اسکی ۱۱۰ کیلومتری با تپه ها و موانع کاملا استاندارد تشکیل شده است.»
 
 همه دارایی های شخصی اون!
این درحالی است که طبق گزارش ان بی سی، آن ها به جای استفاده از کارگران ماهر، از کودکان، زنان و مردان کم توان برای ساخت این ورزشگاه استفاده می کنند. این کارگران تکه های بزرگ برف را در هوای سرد و گاهی کولاک با تبر خرد کرده و سپس به وسیله چرخ های کوچک به محل ورزشگاه می آورند تا زمین اسکی با برف پوشیده شده و برای تفریح کیم و همراهان میلیاردرش آماده شود. ان بی سی در گزارش خود ادعا کرده بود که بیشتر این کارگران را نوجوانان ۱۱ تا ۱۲ ساله تشکیل می دهند که تمام روزها از صبح تا شب به این کار مشغول هستند.

۶٫ تلفن همراه برای بعضی ها

تقریبا تمام جمعیت کره شمالی از داشتن تلفن همراه منع شده اند و درصد کمی هم که تلفن همراه دارند محدود به استفاده در شرایط خاص هستند، همچنین تلفن مردم عادی به دقیق ترین شکل ممکن شنود می شود اما کیم جونگ اون و تمام اطرافیان قابل اعتمادش اجازه استفاده از تلفن همراه در هر شرایط و هر مکانی را دارند حتی مکان های عمومی و در جلوی چشم مردم.

۷٫ هدایای گران قیمت

در سال ۲۰۰۹، کیم جونگ اون با ری سول جون ازدواج کرد. او برای همسر خود هدایای گرانبهایی خریداری کرده است که از دید خبرنگاران دور نمانده است. او ن یکی از لوکس ترین سینماهای خانگی شخصی را در خانه خود دارد. این سینما گنجایش ۱۰۰۰ نفر را دارد و گفته می شود صندلی های آن به قدری راحت هستند که حتی با ساعت ها نشستن و تماشای فیلم هیچ کس احساس خستگی نخواهدکرد. او بیش از ۲۰ هزار دی وی دی فیلم های اورجینال در آرشیو خود دارد که بسیاری از آن ها، فیلم های نایابی هستند.
 
 همه دارایی های شخصی اون!
البته تنها همسر کیم نیست که از دریافت هدایای گران قیمت لذت می برد. در تحقیقات مشخص شده که در سال ۲۰۱۰ او برای ۱۶۰ نفر از دولتمردان عالی مقام خود نیز اتومبیل مرسدس بنز خریداری کرده بود. در حالی که عده بسیار زیادی از مردم کره شمالی، مبلغ خیلی کمی به عنوان حقوق ماهیانه دریافت کرده و سهمیه غذایشان را هم به شکل جیره بندی می گیرند، بسیاری از افراد دولتی با گرفتن رشوه های زیاد زندگی خوبی را می گذرانند بدون این که سختی نداری را تحمل کنند و حتی کسی متوجه کارهایشان باشد. اخیرا در تحقیقاتی مشخص شده که حقوق کارمند یک کارخانه تولید محصولات غذایی ماهیانه ۱۰ تا ۴۰ دلار است که بسیار ناچیز است.

۸٫ مرسدس های زره پوش

کیم جونگ اون از زیاد شدن جمعیت کشورش هراس دارد. همیشه از این که مردم علیه او شورش کنند می ترسد و این موضوعی نیست که دیگر از کسی پنهان باشد. به همین خاطر او اتومبیل های با سربازان مسلح در سراسر شهر دارد تا امنیت و آرامش را برقرار کنند. اما این خودروها، اتومبیل های معمولی نیستند، اتومبیل های زره پوشی از شرکت مرسدس بنز هستند که صدها هزار دلار قیمت دارند. این درحالی است که اتومبیل ها و موتورسیکلت های برقی حتی در پایتخت هم بسیار کم دیده می شوند و البته در بیرون از پایتخت هم تقریبا دستیابی اهالی به وسایل نقلیه موتوری در حد صفر است. مردم این مناطق باید برای رفت و آمد یا جا به جایی محصولات شان از دوچرخه و ارابه هایی که گاو یا اسب آن ها را می کشد استفاده کنند.
 
همه دارایی های شخصی اون!

۹٫ زمین گلف ارثی

کیم جونگ ایل، پدر کیم جونگ اون، علاقه بسیار زیادی به بازی گلف داشت و اون نیز این علاقه پدر را دنبال کرده است. به دستور او یک زمین گلف در ابعادی که برای مسابقات بین المللی استفاده می شود با هزینه سه میلیون دلار ساخته شد. برای توسعه و بهسازی این زمین گلف و تازه نگه داشتن چمن های آن، سالانه مبلغ ۵۰۰ هزار دلار پرداخت می شود و این هم در حالی است که حتی در پایتخت هم تعداد بسیار کمی از مردم آنقدر خوش شانس هستند که در خانه های خود برق داشته باشند به طوری که در حومه شهر بیشتر مردم هنوز هم مانند صدها سال قبل در زمان تاریک شدن هوا برای روشن کردن خانه هایشان از شمع استفاده می کنند.

۱۰٫ کلکسیون پیانوها

تعداد کسانی که در کره شمالی در خانه های خود پیانو دارند، به اندازه انگشتان دست است اما در چنین وضعیتی «سلطان افراط» کلکسیونی از ۳۶ پیانو دارد که به گفته نشریه تایم بیش از ۶۵ دلار ارزش دارد. هرکدام از این پیانوها بالاترین مدل در نوع خود هستند. در کره شمالی هیچ درآمد اضافه ای برای خوشگذرانی نیست. پول اضافه نیز باید صرف خرید مایحتاج برای خانواده شود زیرا اوضاع مالی در برخی از ماه ها آن قدر خراب می شود که شاید در آن زمان ها نتوان برای خوراک خرید کرد.


همه دارایی های شخصی «اون»


شخصیت های معروف جدید را با ardna.ir دنبال کنید