چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۲) | بیوگرافی و عکس

آوریل 23, 2018 at 2:51 ب.ظCategory:سرگرمی

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۲)

برترین ها – امیررضا شاهین نیا: سلامی دوباره خدمت همه شما عزیزان و همراهان مجله اینترنتی برترین ها. مثل همیشه با گزیده ای از فعالیت چهره ها در شبکه های اجتماعی در روزهای گذشته در خدمتتان هستیم. از این که امروز هم ما را انتخاب کرده اید بسیار سپاسگزاریم.

بهنوش خانم طباطبایی با این عکس هنری اعلام کرد که منتظر است. انشاالله که به زودی انتظارهایش به پایان رسد و باز ما برای مدتی و یا انشاالله برای همیشه در مطلبمان سوژه داشته باشیم.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۲)


پست تشکر عباس جدیدی از مردم آران و بیدگل که او را به گود زورخانه شهر خود راه دادند و مثل سایر شهر ها با گوجه او را نزدند.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۲)


یکی از راه های قدیمی و ثابت شده برای دیده شدن و توی چشم آمدن، حمایت از افرادی است که اکثریت جامعه با آن ها مشکل دارند. مثل حمید هیراد که به سرقت آثار ادبی و اجرای فوق ضعیف در کنسرت اخیرش شناخته می‌شود. مریم کاویانی این روز ها به شدت دوست دارد دیده شود.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۲)


باور کنید خود سیدجواد هاشمی این عکس را در اینستاگرامش گذاشته! چند وقتی است که در فیلمی شهید نشده، رویش فشار است.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۲)


سیروان خسروی با این عکس جالب تولد برادرش زانیار را تبریک گفت. سیروان و زانیار هر دو دهه شصتی هستند و دهه شصتی ها خوب میدانند که چنین کیک و جشنی فقط از مرفهین و پولدار های آن موقع بر می آمد.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۲)


بهاره خانم حالا اردیبهشت را این طوری نمی نوشتی هم می‌فهمیدیم که نگاه ویژه ای به ادبیات تاریخی و ایران باستان دارید!

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۲)


سلفی بابک جهانبخش و همسر جان در حال خوشگذرانی. بابک جهانبخش معمولا همیشه در حال خوشگذرانی و خنده است، مگر اینکه عکسش ثابت شود که تابحال نشده. یعنی ما که چیزی ندیده ایم.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۲)


دیروز تولد دانیال حکیمی بازیگر جنتلمن و خوش صدای سینما، تئاتر و تلویزیون کشورمان بود. برای ایشان در آستانه 56 سالگی آرزوی سلامتی داریم.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۲)


لادن مستوفی با این عکس سیاه و سفید از پایان یافتن فیلمبرداری “ماهی سفید” خبر داد. در کنار بیژن بنفشه خواه، شقایق دهقان و سایر عزیزان.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۲)


عکس هنری، خفن و لایک خور از هوتن شکیبا، با شعری از مرحوم اخوان ثالث، شاعر محبوب اکثریت چهره ها.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۲)


 احتمالاً از بالا گوشش را پیچانده اند. بعید میدانم مهراب بیش از یک هفته روی این تصمیم خود بماند.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۲)


آزاده صمدی و ویدئو های پرشمارش در حال ورزش و تمرین در باشگاه انقلاب.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۲)


یک مراسم افتتاحیه لاکچری در یک باغ خفن در شمال تهران چهره های پرشماری را دور هم جمع کرد. مراسمی که مربوط به بهاره رهنما و همسرش بود. کمند خانم هم یکی از چهره های حاضر در این مراسم پر زرق و برق بود.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۲)


در کنار نفیسه روشن، مریم خدارحمی، آذین رئوف و سایرین.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۲)


شیلا خانم خداداد هم در مراسم حضور داشت.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۲)


و همچنین لیندا کیانی که روندی در خلاف جهت روند تغییرات بهاره رهنما برگزیده است و می‌پیماید.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۲)


سمانه پاکدل از دیگر حاضرین این افتتاحیه بود.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۲)


عکس دست به کمر و جلف خانم های بازیگر. پرستو صالحی و معصومه کریمی هم اضافه شده اند.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۲)


پریچهر قنبری هم یکی از میهمان های ویژه این مراسم بود. مراسمی پرستاره، البته دریغ از یک چهره شناخته شده ی آقا! گویا همسر بهاره خانم روی این یک موضوع بسیار حساس بوده است!

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۲)


جشنواره جهانی فیلم فجر هم در حال سپری شدن است و روز به روز تعداد چهره های شرکت کننده در این جشن بیشتر می‌شود. شهرام حقیقت دوست میهمان روز گذشته پردیس چارسو بود.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۲)


بله، خاطره اسدی هم بود.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۲)


کیک تولد سی و هفت سالگی جواد کاظمیان بازیگر خوش تکنیک و محبوب سال های نه چندان دور پرسپولیس و تیم ملی. البته در تیم ملی زیاد فرصت جولان پیدا نکرد و پشتِ مهدوی کیا و نیکبخت ماند. آرزوی سلامتی داریم برای جواد عزیز.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۲)


امروز تولد خاله شادونه ی محبوب بچه ها (و دیده شده بزرگتر ها) است. آرزوی شادی و سلامتی داریم برای ملیکا زارعی عزیز. ملیکا 32 ساله شده است.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۲)


سلفی شقایق دهقان و همکاران بخش چهره پردازی فیلم سینمایی “ماهی سفید”. آیفون ایکس شقایق خانم هم که دیگر نیازی به معرفی ندارد.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۲)


شیدا خلیق بازیگر جوان تئاتر و سینما در حاشیه چهارمین روز جشنواره جهانی فیلم فجر. شیدا دختر ناهید مسلمی بازیگر با سابقه سینما و تلویزیون است و با بازی در  “یه حبه قند” رضا میرکریمی شناخته شد.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۲)


متین ستوده و رویا میرعلمی در حاشیه مراسم تقدیر از عوامل برنامه های نوروزی تلویزیون. از ظاهر رویا میرعلمی مشخص است که مطمئن بود هیچ جایزه ای نخواهد بُرد و روی سن نخواهد آمد!

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۲)


لاله مرزبان، بازیگر جوان دیگری که با موج سریال “آنام” رو آمده و در حال موج سواری در اینستاگرام است.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۲)


آثار کبودی روی صورت مریم معصومی خیلی بهتر شده ولی هنوز ورم چانه اش نخوابیده است. به صورت لحظه ای و ساعت به ساعت شاهد روند بهبودی مریم در اینستاگرامش باشید!

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۲)


جواد عزتی خوشتیپ، یکی دیگر از چهره های ویژه حاضر در پردیس چارسو در روز گذشته.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۲)


… از آن ماه های لعنتی‌ست که باید کلی کادوی تولد بخریم!

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۲)


:)))
خودتان می‌بینید نیازی به گفتن چیزی نیست.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۲)


خبر خوب؛ مینا ساداتی روز گذشته برنده جایزه بهترین بازیگر مکمل زن در جشنواره فیلم پکن شد، برای بازی در فیلم “تابستان داغ”. این عکس را هم یسنا میرطهماسب از مینا لحظاتی پس از دریافت جایزه، گرفته است. تبریک بی پایان به مینا ساداتی عزیز، بازیگر خوب و پرتلاش سینما.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۲)


کامبیز دیرباز با این پست سقوط نکردن و ماندن در لیگ برتر را به علی کریمی و تیم سپیدرود رشت تبریک گفت.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۲)


علی عمرانی هم در حال خارجگردی و تفریح است. در پاسخ عزیزانی که خواهند گفت از کجا مطمئنی که این عکس مربوط به خارج است، باید بگویم که “شما اثری از زباله در رودخانه میبینید؟” و یا “مگر نمی‌بینید که رودخانه آب دارد؟!”

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۲)


مهران خان احمدی در شهرک سینمایی شهر شانگهای، همان جایی که لینچان را در آن بازی کرده اند. (اطلاع غلط و کیلویی که کنتور نمی اندازد)

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۲)


افسانه پاکرو هم در اتفاقی نادر به خیابان جمهوری و پردیس چارسو رفت. گویا عکس هایش تمام شده بود!

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۲)


پردیس احمدیه با این عکس سعی کرده خنده را تعریف کند. البته در اینجا فقط خنده ی خالی نیست که پردیس را به این روز انداخته، احتمالا با صدا و بو همراه بوده است.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۲)


متاسفانه مدیران تلویزیون دل علی ضیا را شکسته اند. آن ها نمی‌دانستند که علی لوس مامانش است و دلش اندازه یک گنجشک است.

پ.ن: علی ضیا به عنوان بهترین مجری نوروزی انتخاب که هیچ، حتی نامزد هم نشده بود.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۲)


آخرین شاهکار دوست خوبتان. نه به آن که چند ماه عکس چهره همسرش را نمی‌گذاشت، نه به اینکه حالا… بگذریم. اصرار بر باز نکردن ساعت طلای رولکس در استخر هم در نوع خود جالب است.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۲)


آفرین. خب حالا چه کار کنیم؟ پولش را بدهیم؟!

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۲)


نورا هاشمی هم دیروز در جشنواره جهانی فیلم فجر حضور داشت و در یکی از سالن ها رژه رفت… ببخشید، به تماشای فیلم نشست.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۲)


مریم معصومی و بهترین رفیغ اش سر صحنه فیلمبرداری.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۲)

آره جان خودت، من هم همیشه برای جلب توجه اسم فیلم ها یا هنرمندان را اشتباه مینویسم!

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۲)


با یادی از پاک ترین دولت تاریخ که آخرین بازمانده اش هم دیروز راهی اوین شد، مطلب امروز را به پایان میبریم. از همراهی تان بسیار سپاسگزاریم. تا فردا، خداوند متعال یار و نگهدارتان.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۲)


مثل همیشه منتظر نکات پیشنهادی و انتقاداتتان هستیم. چه از طریق گذاشتن نظرات زیر همین مطلب چه از طریق ایمیل [email protected] برای ارتباط با نویسنده مطالب هم می‌توانید با حساب کاربری amirrezashahinnia در اینستاگرام ارتباط برقرار کنید.

با سپاس از همراهی تان

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۲)


شخصیت های معروف جدید را با ardna.ir دنبال کنید

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۱) | بیوگرافی و عکس

آوریل 22, 2018 at 10:08 ب.ظCategory:سرگرمی

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۱)

برترین ها – امیررضا شاهین نیا: سلامی دوباره خدمت همه شما عزیزان و همراهان مجله اینترنتی برترین ها. مثل همیشه با گزیده ای از فعالیت چهره ها در شبکه های اجتماعی در روزهای گذشته در خدمتتان هستیم. از این که امروز هم ما را انتخاب کرده اید بسیار سپاسگزاریم.

شروع می‌کنیم با سلفی قلقلی و عمو قناد در حاشیه یک جشنواره در مشهد مقدس. آنقدر گفتند که عمو قناد روئین تن است و در طول این قریب به یک قرن اصلاً تکان نخورده، می‌بینم که نه، آنطور ها هم که می‌گویند نیست و عمو قناد هم تسلیم چین و چروک روزگار شده است. آرزوی سلامتی داریم برای هر دو عزیز و همه کسانی که در برای شادی دل کودکان تلاش می‌کنند.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۱)


آقا تبریک دوباره به همه ایرانیان. پس از قضیه سانسور لوگوی باشگاه رم، بار دیگر جهانی شدیم و بر سر زبان جهانیان افتادیم. (ترانه وطنم ای شکوه پابرجای سالار عقیلی در بک گراند نواخته میشود)

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۱)


اگر میدانستیم آگهی “گم شده” ای که چند روز پیش زدیم انقدر زود نتیجه میدهد زودتر این کار را میکردیم طناز زودتر رخ نشان دهد. دیروز در پردیس چارسو، در حاشیه جشنواره جهانی فیلم فجر.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۱)


واکنش مهراب قاسمخانی به پیشنهاد محیر العقول و تیزهوشانه مسئولین ایرانی به مسئولین رفیق روس.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۱)


هادی حجازی فر عکسی از گریم متفاوت خود در سریال “ممنوعه” منتشر کرده است. هادی حضور حرفه ای در سینما را با “ایستاده در غبار” و “ماجرای نیمروز” خیلی عالی و متفاوت شروع کرد ولی متاسفانه در چند فیلم بعدی شروع به تکرار همان شخصیت کرده و درگیر تیپ شده است و دارد کاراکتر خلق کرده در فیلم های نام برده را لوث میکند. امیدواریم هادی با نقشی متفاوت در این سریال، به این روند پایان بخشد.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۱)


سلفی بهاری امیرحسین فتحی، عاشق پیشه ی این روز های سریال شهرزاد، در کنار شکوفه های یخ زده از سرمای فروردین. امیدواریم کشاورزان عزیز خسارت زیادی از این سرد و گرم شدن های بهاری نبینند.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۱)


خاطره بازی معصومه کریمی با عکسی قدیمی مربوط به سال 1373 در پشت صحنه برنامه ساعت خوش، در کنار فاطمه هاشمی، امیر غفار منش و همسرِ آن روز هایش زنده یاد پوپک گلدره که چندی بعد از هم جدا شدند و چند سال بعد از آن، پوپک در یک سانحه جاده ای برای همیشه از قاب های زمینی پرکشید و رفت. روحش شاد و یادش گرامی باد.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۱)


مسعود خان ده نمکی کارگردان پرفروش ساز و ارزشی سینما و تلویزیون عکسی جالب از نوجوانی هایش به اشتراک گذاشته بود. از همان موقع معلوم بود که صاحب این عکس وقتی بزرگ شد، یک چیزی مثل اخراجی ها خواهد ساخت.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۱)


سلفی مهسا طهماسبی و پدر عزیزش که زحمت کشیده و دخترش را به دانشگاه می‌برد. دستش درد نکند.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۱)


سفری به خاطرات با این عکس از پشت صحنه فیلم “سام و نرگس” اثر ماندگار زنده یاد ایرج قادری که با آن عصر جدیدی در سینمای ایران رقم زد. “مو سرخه” ی سینما با همان جذابیت و جدیت بر صندلی کارگردان تکیه زده، سال ها پیش از آن که سرطان مثانه آخرین خنجر را محکم تر بزند و غریبانه در اتوبان کرج – قزوین به خاک سپرده شود، در کنار رضا گلزارِ جوان و ناشناخته، نوشین حسین خانی که چندی بعد از این فیلم برای همیشه از ایران فرار کرد و پناهنده شد و اخیراً پس از تحمل سال ها آوارگی، سر از شبکه ماهواره ای من و تو در آورده و مجری گری می‌کند و زنده یاد محمود کاکاوند که همانند سرنوشت اش در این فیلم، به زندگی خود پایان داد و خود را کشت. اگر ماجرای تلخ بیتا توکلی، بازیگر خردسال و شیرین این فیلم را – که یک سال پس از اکران فیلم در سانحه تصادف درگذشت – به جمع قصه های این عکس اضافه کنیم، رضا گلزار باید روزی سه بار برای خود اسپند دود کند که از طلسم سام و نرگس قسر در رفته است! ای کاش حامی الآن اینجا بود و “دلم گرفت” را میخواند، چون واقعا با این عکس دلمان گرفت.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۱)


یاسمینا باهر و همسرش امیر یل ارجمند، در اولین تجربه شان با پسران کریم! 

فکر بد نکنید، پسران کریم نام یک رستوران در مشهد است!

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۱)


سلفی پدر و دختری امیرمهدی ژوله و گندم خانم، با کپشن طنازانه ای که اشاره به وقایع اخیر دارد.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۱)


خب، تشکر کن.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۱)


روشنک خانم از تصویر مشخص است که خودت به چه اندازه به این دعایی که کردی امیدوار هستی.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۱)


مریم معصومی پس از کتکی که در خیابان از چند ناشناس خورده حالا در کلاس های دفاع شخصی و آمادگی جسمانی ثبت نام کرده است تا جلوی تکرار این موضوع را بگیرد.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۱)


دورهمی اینفلوئنسر های خلاق و هنرمند به همراه احسان کرمی و محمد بحرانی که خبر از یک همکاری جالب میدهد. از چپ، محمد لقمانیان عروسک گردان با استعدادی که اخیراً با عروسک “لقمه” و ویدئو های خلاقانه اش بسیار ترکانده است، سهیل مستجابیان بازیگر تئاتر که به دابسمش معنای جدید بخشیده است، کیا رکنی بهترین بیت باکسِری که تا بحال دیده اید، سُرور خانم که دابسمش های وی که اکثراً دیالوگ های مرجانه گلچین هستند، بسیار معروف شده و احسان کرمی و محمد بحرانی عزیز.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۱)


اینا می گن سرکوب کنم حرفام رو بریزم تو خودم، ولی نه من حقیقت رو کشیدم رو خودم.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۱)


پست محسن چاوشی به مناسب اول اردیبهشت، روز بزرگداشتِ استاد سخن حضرت سعدی شیرازی. البته این مجسمه ای که عزیزان ساخته اند بیشتر شبیه بیژن بنفشه خواه است تا جناب سعدی.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۱)


سلفی نازنین بیاتی در حال تفریح و استراحت در دامان طبیعت. به نظر میرسد عزیزان بین فیلمبرداری سریال گلشیفته چند روزی به استراحت رفته اند.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۱)


عکس یادگاری کاظم احمدزاده مجری کهنه کار تلویزیون در کنار احمد مهرانفر در مراسم تجلیل از هنرمندان برنامه های نوروزی تلویزیون.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۱)


روایت پرویز پرستویی از داستان واقعی زندگی کریستیانو رونالدو و آخرین عکس وی در کنار پدرش.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۱)


مهدی سلوکی و یک سلفی بدون شرح دیگر، صرفا برای اینکه ثابت کند گوشی وی هم دوربین جلو دارد.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۱)


جمله جدید استاد مریم کاویانی که همانند جمله های قبلی اش لرزه بر اندام آدمی اندازد. مریم خانم از عینکتان مشخص است علاوه بر “شادی” با “خجستگی” هم عهد و پیمان دارید.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۱)


سلفی نیکا خانم در کنار مهران غفوریان در شب تجلیل از هنرمندان برنامه های نوروزی.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۱)


گریم متفاوت امیر آقایی و طناز طباطبایی در کار جدید عزیزان که یک فیلم سینمایی به نام “روسی” است. فیلمی به کارگردانی امیرحسین ثقفی کارگردان جوانی که اثر نسبتاً موفق “مردی که اسب شد” رادر کارنامه دارد. خبر دیگر که میلاد کی مرام آن را اعلام کرد پیوستن رسمی طناز طباطبایی به اینستاگرام است. چه کرد این آگهی ما با خانم طباطبایی!

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۱)


پوستر جالب یک نمایش که در آن از عکس کودکی نقش آفرینان آن استفاده شده است. بهاره رهنما، نگار عابدی، محمد نادری، سپند امیرسلیمانی و صحرا اسداللهی.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۱)


تفریحات پدر و پسری بابک جهانبخش و آقا آرتا.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۱)


جواد عزتی و مه لقا باقری، با تیپ هماهنگ و ست شده در حاشیه یکی از اکران های جشنواره جهانی فیلم فجر.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۱)


بهرام رادان در کار جدید خود نقش یک تکواندوکار را ایفا میکند و این عکس هم مربوط به همین نقش است. در فیلم سینمایی “سونامی” به کارگردانی میلاد صدرعاملی پسر رسول صدرعاملی که اولین فیلم بلندش را ساخته است.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۱)


رپورتاژ آگهی الناز حبیبی برای دندانپزشک اش. به نظرم این پاشنه های نیم متری و نوک تیز خانم ها را باید سلاح سرد به حساب بیاورند و تردد با آن ها را ممنوع کنند. یک هو دیدی عصبانی شد و کفش را در آورد و پرتاب کرد، آیا امنیت جانی برای طرف مقابل وجود دارد؟!

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۱)


پریوش خانم نظریه هم عکس اتاق گریمی منتشر کرده است.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۱)


رضا صادقی و پست تکراری اش درباره دوستی با حیوانات و رفاقت با سگ ها.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۱)


السا فیروز آذر، تورج خان منصوری، تهمینه میلانی، ماهور الوند و محمد نیک بین، در فرش قرمز جشنواره فیلم پکن که برای اکران فیلم “ملی و راه های نرفته اش” در آن شرکت کرده اند. “تابستان داغ” ساخته ابراهیم ایرج زاد دیگر فیلم ایرانی حاضر در این جشنواره است که برای هر دو نماینده کشورمان آرزوی موفقیت می‌کنیم. میلاد کی مرام بازیگر نقش اول مرد این فیلم به پکن نرفته است.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۱)


چون که درگیر فیلمبرداری کار جدیدش یعنی “ماهی سفید” است، یک فیلم سینمایی کمدی پرستاره ساخته رضا گلچین کوهی. در اینجا هم در پشت صحنه با بیژن بنفشه خواه سلفی گرفته است.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۱)


نیکی کریمی بازیگر فیلم “آستیگمات” ساخته مجیدرضا مصطفوی، برای اکران این فیلم در جشنواره جهانی فیلم فجر به پردیس چارسو رفته بود.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۱)


آناهیتا درگاهی، لمیده بر کاناپه در حال اجرای نمایش جدیدشان که کارگردان آن همسرش اشکان خطیبی است.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۱)


درود به شرف نرگس کلباسی که یک تنه جور همه چهره ها را میکشد و به صورت تمام وقت در حال تلاش برای بازگشت مردم زلزله زده سرپل ذهاب به زندگی عادی است. در این پست هم فراخوان برای کمک مالی کرده تا در این راه همراهی اش کنیم. اگر قصد کمک دارید، بسم الله.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۱)


امیر جدیدی و رامبد جوان هم دیروز در جشنواره حضور پیدا کردند.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۱)


یک سینماگر چینی در حاشیه جشنواره قصد سلام و علیک با مریلا زارعی داشت که مریلا اینگونه از ماجراهای بعدش قسر در رفت، ولی خب گرفتار ماجراهای بعد از دست ندادن شده!

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۱)


باران کوثری هم در یکی از اکران های جشنواره دیده شد.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۱)


ترلان پروانه با انتخابی تیزهوشانه تصویرش را مثل توپ چهل تیکه فوتبال کرده است!

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۱)


وقتی کسی نیست مثل هواداران برخی ها نقاشی تان را بکشد، خودتان دست به کار شوید و از اپلیکیشن های نقاشی کننده استفاده کنید!

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۱)


“جوان به حادثه ای پیر میشود گاهی” به روایت تصویر. البته این حادثه ای که پوریا حیدری را پیر کرده “سالن زیبایی” نام دارد.

مطلب امروز هم به پایان رسید. ممنون از همراهی ارزشمندتان.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۱)


مثل همیشه منتظر نکات پیشنهادی و انتقاداتتان هستیم. چه از طریق گذاشتن نظرات زیر همین مطلب چه از طریق ایمیل [email protected] برای ارتباط با نویسنده مطالب هم می‌توانید با حساب کاربری amirrezashahinnia در اینستاگرام ارتباط برقرار کنید.

با سپاس از همراهی تان

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۱)


شخصیت های معروف جدید را با ardna.ir دنبال کنید

استاد فرشچیان از زبان کاشیان! | بیوگرافی و عکس

آوریل 22, 2018 at 5:28 ق.ظCategory:سرگرمی

استاد فرشچیان از زبان کاشیان!

خبرگزاری مهر: کمتر ایرانی را پیدا می‌کنیم که نام محمود فرشچیان را نشنیده باشد. استاد محمود فرشچیان نه تنها در دیده شدن نقاشی ایرانی در جهان که در روند احیا و رشد هنرهای سنتی ایرانی موثر بوده است. دقیقا ۸۸ سال قبل محمود فرشچیان در اصفهان به دنیا می‌آید. احتمالا آن زمانی کسی نمی‌دانست این پسر تازه به دنیا آمده قرار است مکتب تازه‌ای را در نقاشی ایرانی راه بیندازد و با تلفیق عناصر سنتی و مدرن، ترکیبات منحصر بفردی را خلق کند.
 
 فرشچیان از زبان کاشیان!
کاشیان متولد مرداد سال ۱۳۲۱ است و خودش ۷۵ سال سن دارد، اما وقتی از محمود فرشچیان صحبت می‌کند، به روزهای شاگردی برمی‌گردد و حتی کمی چشم‌هایش خیس می‌شود، اشکی که آن را اشک ذوق می‌داند، ذوق شاگردی برای استاد.در این گفت‌وگو کاشیان از اولین دیدارش با محمود فرشچیان می‌گوید و توضیح می‌دهد که چطور شاگرد او شده، در تمام روند مصاحبه یک بار نام فرشچیان را بدون «استاد» خطاب نکرد و تمامی افعال را هم به صورت جمع به کار می‌برد.
 
 فرشچیان از زبان کاشیان!
من حسین کاشیان، شاگرد استاد فرشچیان

حسین کاشیان خودش را این‌طور معرفی می‌کند: «متولد مرداد سال ۲۱ هستم و سال ۴۲ به مدرسه کمال‌الملک می‌رفتم. آن زمان هم در انجمن خوشنویسان بودم، هم به خدمت اقای فرشچیان می‌رسیدم. اما چون خانواده موسیقیایی دارم و برادرهایم، داییم، پدر و مادرم در این فضا هستند، خودم هم به موسیقی علاقه‌مند شده بودم و در کودکی ضرب می‌زدم و البته صدای خوبی هم داشتم.

اولین شغل رسمی من در رادیو بود، سال ۴۷ و در حقیقت دو سال در دوران اوج رادیو کار می‌کردم. برای این کار در دفتر فنی شورای موسیقی امتحان دادم و قبول شدم و نت می‌نوشتم. کسی که نت می‌نویسد، غیر از اینکه خط خوبی باید داشته باشد، سواد موسیقیایی هم لازم است بداند که من هم ویولن را یاد گرفتم. در آن زمان به تعداد نفراتی که در ارکستر هستند، نت‌ها را با خط خوش موسیقی می‌نوشتیم.

من نقاشی ایرانی را پیش استاد فرشچیان یاد گفتم. خط هم از کودکی در مدرسه تمرین می‌کردم و سال ۴۲ انجمن خوشنویسان رفتم و پیش استاد میرخانی خط یاد گرفتم. بعد از انقلاب در مرکز هنرهای تجسمی کار می‌کردم. و در سال‌های ۶۱ و ۶۲ هم مدیر موزه هنرهای معاصر بودم.

 
 فرشچیان از زبان کاشیان!
سپس مسئولیت کارشناسی آثار هنری در مرکز را برعهده گرفتم و باید درباره هر اثری که قرار بود از ایران خارج شود، نظر می‌دادم. از اواخر سال ۶۳ تا ۷۱ در این مَسند بودم و در این مدت هیچ اثری از ایران خارج نشد که دیگر برنگردد و حتی بعضی‌ها که نمونه‌های ملی بودند را اجازه نمی‌دادم خارج شوند. چون به هر حال بعضی‌ها بودند که می‌خواستند آثار را شخصی از کشور خارج کنند و بفروشند. آثاری که ملی می‌شود نباید از کشور خارج شوند و این موضوعی است که در تمام جهان مرسوم است.
 
البته امروزه دیگر این قانون مطرح نیست. نکته‌ای که در این زمینه وجود دارد این است که هر اثری که برای ایران باشد و این موضوع را بتوان ثبت کرد را بر اساس قانون یونسکو می‌توان به کشور برگرداند، حتی برخی از آثاری که الان زینت موزه‌های بزرگ دنیاست را می‌توان برگرداند، اما کاری‌ست که باید پیگیری شود. بعد از آن بازنشسته شدم اما باز هم دعوت به کار شدم و در مرکز برای قیمت گذاری آثار حضور پیدا کردم.»
 
 فرشچیان از زبان کاشیان!
نقاشی ایرانی در دنیا منحصر بفرد است

«مینیاتور به معنی ریزه‌کاری است و ۴۰۰-۵۰۰ سال قبل خارجی‌ها اسم آن را مینیاتور گذاشتند. ایرانی شکلی دارد که با تمام دنیا فرق می‌کند. تنها جایی که نقاشی‌اش کمی شبیه به ماست، چین است. نقاشی ایرانی تنها با خط است و هیچ سایه روشن یا حجمی ندارد. خیلی از سبک‌ها و نقاش‌های دیگر از نقاشی ایرانی تاثیر گرفته‌اند. چینی‌ها موضوع روز را نقاشی می‌کنند، در حالیکه نقاشی‌های ما سورئال هستند و از اتفاق‌های حماسی و اشعار ادبیاتمان را برداشت می‌کنیم. از طرفی نقاشی ایرانی برگرفته از طرح کلی حلزونی یا کهکشان‌هاست و وقتی نقاشی را نگاه می‌کنید، همه‌چیز منحنی است. در نقاشی ایرانی خطوط شکسته کم است و به ندرت خط شکسته دیده می‌شود. همچنین در نقاشی ما رنگ‌های زیادی استفاده می‌شود.

در میان ۱۹۶ کشوری که نقاشی دارند، نقاشی ایرانی شناخته شده است و در هر جای دنیا که این نقاشی را ببینند، همه می‌دانند که ایرانی است. اما متاسفانه این هنر در حال نابودی است و امروز نه در دانشگاه‌ها داریم و نه شرایطی برای تدریس آن وجود دارد، در حقیقت هر کسی که امروز نقاشی ایرانی کار می‌کند خودش بر اساس علاقه شخصی آن را دنبال کرده است.»

 
 فرشچیان از زبان کاشیان!
استاد فرشچیان همه‌چیز من است

حسین کاشیان خاطراتش با محمود فرشچیان را خیلی خوب به یاد دارد، از اولین باری که نامش را شنیده تا روزهایی که شاگردی او را می‌کرده و حالا که وقتی در یک مراسم یکدیگر را می‌بینند، استاد او را «حسین جان» می‌کند. «معلوم است که اولین دیدار را به یاد دارم! اولین باری که دیدمشان، سال ۳۶ بود، نمایشگاه جمعی بین‌المللی در تهران و در باشگاه مهرگان که بالاتر از خیابان سعدی بود، برپا شده بود، من آن زمان ۱۶ ساله بودم و به نمایشگاه رفتم. در آن‌جا کار آقای فرشچیان را برای اولین بار دیدم و خیلی از آن خوشم آمد و همین هم دلیلی شد تا اسم ایشان در ذهن من ماند.

بعد از آن سال ۴۱ آقای فرشچیان نمایشگاهی در فضای باز تالار فرهنگ برپا کرده بودند که روز دوم آن رفتم، آن‌جا استاد را دیدم و جلوتر رفتم و گفتم که «من به این سبک از نقاشی علاقه دارم و چطور می‌توانم خدمت شما برسم و از محضرتان استفاده کنم؟» ایشان یک شماره تلفن به من دادند. البته یک سالی زمان بُرد تا من تماس گرفتم و به هنرستان بهزاد در خیابان صفی‌علیشاه رفتم، مستخدمی آن‌جا بود و پرسیدم که استاد فرشچیان اینجا تدریس می‌کنند؟ گفت بله و من هم شماره‌شان را گرفتم.

 
زنگ زدم و یادم هست که یک پنجشنبه روزی با من قرار گذاشتند، ساعت ۴ عصر به خانه‌شان در خیابان فرصت رفتم. به من گفته بودند یکی از کارهای خودت را بیاور و من هم شعر «بشنو از نی چون حکایت می‌کند» را که درست کرده بودم، با خودم بردم. رفتم بالا و استاد کار را که دیدند از من پرسیدند که پیش چه کسی کار می‌کنم، گفتم «خودم تمرین می‌کنم.» پرسیدند خط را چطور؟ گفتم «خط را هم خودم نوشتم» از کار من خوششان آمده بود و به من گفتند جلسه بعدی ساعت ۴:۳۰ بیا. این جریان ادامه داشت و جلسات مختلف در ساعت‌های مختلف روز با هم داشتیم، حتی یک بار ساعت ۱۱ شب با من قرار گذاشتند و من هم عاشقانه سر کلاس‌ها می‌رفتم.
 
 فرشچیان از زبان کاشیان!
در این کلاس‌ها من تنها بودم و حتی می‌توانم بگویم اولین شاگردی بودم که به خانه‌شان می‌رفتم. البته بعدا شاگردهای دیگری هم رفتند، اما من اولین نفر بودم.بعد از ۶ ماه، خانه‌شان را عوض کردند و به گاندی رفتند. در آن‌جا کلاس‌ها خیلی جدی‌تر شد و هفته‌ای دو روز، روزهای یکشنبه و چهارشنبه ساعت ۳ بعد از ظهر می‌رفتم. اولین جلسه‌ای که رفتم، کاری را که گفته بودند، انجام و تحویل دادم، بعد گفتم که «با اجازه مرخص بشوم؟» نگاهی انداختند و پرسیدند «کجا؟» گفتم کارم را انجام دادم و بروم. اما گفتند که «تا زمانی که من مداد را روی زمین نگذاشته‌ام، حق نداری بروی!» من هم گفتم چشم و همین‌طور تا ۱۰ شب تمرین دیدم!

بعد از آن برنامه من همین بود که هفته‌ای دو روز از ساعت ۳ تا ۱۰ شب تمرین می‌گرفتم و عاشقانه هم می‌رفتم. در تمام مدتی که سر کلاس بودم، حتی یک مداد را دست نمی‌گرفتم و فقط به کار استاد نگاه می‌کردم.بعد خودم تمرین‌ها را انجام می‌دادم و هر بار با یک طرح کامل حاضر می‌شدم.

یادم هست که در مدت ۷ سال و نیمی که در خدمت استاد می‌رفتم، فقط ۳ جلسه غیبت داشتم و ۵ سال و نیم طراحی و دو سال هم درس نقاشی گرفتم. بعد از دوران طراحی به من گفتند «حالا هرکاری که دلت می‌خواهد را انجام بده» و من هم طرح‌هایی را می‌زدم که در اطلاعات هفتگی چاپ می‌شد. تا سال ۵۰ هر ماه یک طرح داشتم که باعث شناخته شدن نام من شده بود.»

 
 فرشچیان از زبان کاشیان!
من ۵۶ نامه از استاد دارم

«استاد سال ۶۲ که از ایران رفتند، دیگر از من کاری را ندیدند، مگر اینکه از طرق مختلف کارهایی را دیده باشند. من هنوز هم با ایشان رابطه نزدیکی دارم، زمان‌هایی که به ایران می‌آیند حتما به دیدنشان می‌روم و تلفنی هم با هم در ارتباط هستیم. البته حالا دیگر ماجرا استاد و شاگردی کنار رفته است.من از استاد ۶۵ نامه دارم که برایم نوشته‌اند و فرستاده‌اند. همیشه هم نامه را با این شکل شروع کرده‌اند که نوشته‌اند حسین عزیزم و «ن» و «م» را هم از ابتدای صفحه تا انتهای صفحه طراحی می‌کردند.»

استادی جدی

«من از ایشان عصبانیت به آن شکلی ندیدم. اما یک‌بار یادم هست که نقاشی از یک عقاب و مار کشیده بودم که تا آن را دیدند، به من گفتند که «این را برای رفع تکلیف کشیده‌ای؟» این اولین باری بود که حرفی زدند که خجالت کشیدم.یک‌بار هم یک کاری کشیدم که هنرمندی بود که سازهای مختلفی را می‌تواند بنوازد، اما هرکاری می‌کردم نمی‌توانستم پای آن را به شکلی که راضی‌ام کند، بکشم. به همین دلیل شالی که دور گردنش بود را بلند کردم و روی پایش انداختم و تا استاد کار را دیدند، گفتند «پایش را بلد نبودی بکشی؟!»

یک بار هم به من گفتند یک طرحی را در ابعاد کوچک کار کنم، اما من آن را بزرگ کار کردم و استاد با دیدن آن ناراحت شدند و گفتند «چرا بزرگ کار کردی؟» من هم آن کار را پاره کردم، البته خودشان نمی‌دانند و بعد از کلاس آن را پاره کردم.»

 
 فرشچیان از زبان کاشیان!
کسی را به بزرگمنشی استاد فرشچیان ندیده‌ام

«استاد فرشچیان برای من فرد خیلی بزرگی است و در هر چیزی که مربوط به زندگی می‌شود روی من تاثیر گذاشتند. این مرد، انسان شایسته و والایی است که چیزی را نمی‌توان به ایشان اضافه کرد. در همه این سال‌ها کسی را ندیدم که بتواند برای من جایگزین ایشان شود و کسی را هم بالاتر از ایشان از نظر اخلاقی ندیدم. بزرگمنش هستند و ندیدم پشت سر کسی حرف بزنند یا ارزش کسی را ندید بگیرند. برای من همه‌چیز هستند.

من خیلی آدم تندخو و بداخلاق هستم، اما در مقابل ایشان مظلوم می‌شوم و حرفی نمی‌توانم بزنم. نگاه ایشان مثل آینه است، شفاف و تمیز است و مطمئن هستم در تمام زندگی‌اش یک مورچه را اذیت نکرده است.

همه جهان مدیون استاد فرشچیان است

«استاد فرشچیان از ۹ سالگی کارش را شروع کرده و در همه این سال‌ها ۹۰۰ تا ۱۰۰۰ کار ساخته و همه‌جای دنیا نمایشگاه‌هایی را برپا کرده و نه‌تنها هنر ایران که هنر جهان به او و کارهاش مدیون است. تلاش کرده و تا جایی که توانسته این هنر را نگه داشته است. اما امروزه کسی هنر ایرانی را نمی‌شناسد. همه دنبال هنر مدرن هستند، به قدری این هنر ناشناخته مانده که اصلا کسی پیدا نمی‌شود بخواهد بیشتر از یک دهه تلاش کند و انرژی بگذارد.»

استاد فرشچیان از زبان کاشیان!


شخصیت های معروف جدید را با ardna.ir دنبال کنید

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۰) | بیوگرافی و عکس

آوریل 21, 2018 at 12:46 ب.ظCategory:سرگرمی

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۰)

برترین ها – امیررضا شاهین نیا: سلامی دوباره خدمت همه شما عزیزان و همراهان مجله اینترنتی برترین ها. مثل همیشه با گزیده ای از فعالیت چهره ها در شبکه های اجتماعی در روزهای گذشته در خدمتتان هستیم. از این که امروز هم ما را انتخاب کرده اید بسیار سپاسگزاریم.

توضیح پژمان جمشیدی درباره پستی که از حال زار یک مادر گذاشت و به دنبال آن پست تشکری که بر پایه ی یک شایعه استوار بود و در پایان عذرخواهی از یک تشکر اشتباه. چهره های زیادی همانند پژمان گرفتار این پروسه باورنکردنی شدند و مبهوت ماندند و پا پس کشیدند از باور این غم.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۰)


سلفی مهدی طارمی و هم تیمی هایش به همراه یکی دو تن از بازیکنان تراکتور پس از شکست دادن این تیم در تبریز. ای کاش یک صدم حرص و ناراحتی هواداران تراکتور را بازیکنان این تیم هم داشتند.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۰)


کاردستی جدید مهناز افشار در صفحه اینستاگرامش، اقدامی که باعث شده بود تا یک روز اینستاگرام چهره ها پر از عکس درخت و نوار کاست و خودکار و شال باشد!

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۰)


پوریا پورسرخ با این پست ویژه تولد مهراوه شریفی نیا رفیق خوش قلب و بدون عقده اش را تبریک گفت.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۰)


ستاره ها در پشت صحنه سریال “گلشیفته” در حال نوش جان کردن شیرنی بازگشت صفحه امیر مهدی ژوله (که هک شده بود) به اینستاگرام. برای محمد بحرانی هم به جای بستنی اکسیژن گلاسه گرفته است. بعد میگویند چرا در حق خانم ها تبعیض میشود.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۰)


فریبرز عرب نیا این پست را برای فالوئر های غیر ایرانی و انگلیسی زبان اش گذاشته است. پس بدون توجه به آن، میرویم سراغ عکس بعد.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۰)


علیرضا جهانبخش پس از آتش بازی در لیگ هلند و پس از آن که یک تنه تیمش را به لیگ قهرمانان اروپا برد، این پست زیبا را گذاشته است. خداوند منان همواره یارت علیرضا جان.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۰)


مریم معصومی در خیابان مورد حمله یک زامبی اینستاگرامی قرار گرفته است و اینگونه چشم و چالش کبود شده است. از هنرمندان عزیز خواهشمندیم مراقب خود باشند و حتما یکی دو دوره کلاس های دفاع شخصی بروند. چون حتی اگر از چنگ این زامبی ها قسر در بروند، تضمینی نیست از افراد دیگر و حتی هم جنسان خودشان کتک نخورند!

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۰)


خاطره بازی شهرام حقیقت دوست با این عکس قدیمی در کنار رفقایش، عکسی که نشان از رفاقت دیرینه شهرام حقیقت دوست و امیررضا دلاوری دارد.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۰)


چیزی که در این سلفی مطرح است، رمز گشایی این مسئله است که حلقه مذکور در کدام دست متین خانم قرار گرفته. در تصویر همان طور که ملاحظه میکنید در دست چپ است، ولی خب با توجه به برعکس شدن تصویر در سلفیِ برخی گوشی ها، ممکن است در دست راست باشد پس با اطمینان نمیتوان چیزی گفت. خلاصه اینکه گروه تجسس و فضولی برترین ها در حال کسب اطلاعات تکمیلی هستند.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۰)


استوری امیر جدیدی، از آن پست هایی که در گروه های تلگرامی آریایی های اصیل و وطن پرستان افراطی یافت میشود. متنی که تخیلی و دروغ است و برای اطمینان از آن کافی است به این تحقیقات که یوشا آل ایوب به آن پرداخته است، رجوع کنید. از امیر جدیدی بعید بود.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۰)


شقایق فراهانی در کنار رامین ناصر نصیر که پس از عذاب وجدان شدیدی که در پی اتفاقات پیش آمده برای خانواده هاشم دماوندی به وی دست داده، دچار اختلال هویت شده است.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۰)


وقتی در هوای نزدیک به صفر درجه “مجبور هستی” از فضای باز رستوران استفاده کنی. مجبور هستی، چون عکسش لایک خور تر است.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۰)


بنیامین و خانم بچه ها در حرم مطهر امام رضا (ع). زیارت قبول بنیامین جان.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۰)


جشنواره جهانی فیلم فجر در پردیس چارسو در حال برگزاری است و هر روز تعدادی از چهره ها برای اکران فیلم هایشان در آن حضور پیدا میکنند. هانیه توسلی، نگار جواهریان و مستانه مهاجر برای اکران فیلم “گرگ بازی” ساخته عباس نظام دوست در چارسو حاضر شدند.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۰)


اندیشه فولادوند تصویری از خود در گریم سریال “ایراندخت” منتشر کرده است. سریالی که در دوره تاریخی قاجار و پهلوی سیر می کند و محمدرضا ورزی آن را کارگردانی کرده است. کارگردانی که  آن دوره تاریخی را کلا کنترات برداشته است.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۰)


بهناز جعفری، آزاده نامداری و دوستانشان در حال گپ هنری و کاری در یک کافه.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۰)


اضافه کردن بر افاضات مهراب، بیجاست.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۰)


اردیبهشت به زعم هانیه توسلی بهترین ماه سال است. قطعا هانیه تابحال گرفتار آلرژی فصلی نشده که چنین حسی دارد.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۰)


سلفی لادن مستوفی با سگ عروسکی اش که در صندلی پشت نشسته است. زیرش هم پتو انداخته اند تا صندلی های ماشین را خراب نکند.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۰)


تیم گل کوچیک ایرانی های مقیم آلمان. دروازه با محمد محمدی، راست دست مهدی، چپ دست فری و جلو هم با وحید. مگر می‌شود این تیم را بُرد؟!

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۰)


علیرضا قربانی در حال به سر کردن اوقات خوش در محضر دوست.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۰)


سلفی گلاره عباسی در حال ورزش و کوهنوردی، با اشاره به روز های تلخ بانوان سرزمینمان.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۰)


دیروز دومین سالگرد پرواز ابدی مهرداد اولادی فوتبالیست خوش تکنیک تیم ملی کشورمان بود. آرزوی رحمت و شادی روان داریم برای مهرداد خوش قلب و با مرام. روحش شاد.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۰)


پس از این پست بهاره کیان افشار، صد ها تن از هموطنان عزیز چمدان به دست مقابل دایرکت بهاره کیان افشار برای این سفر اعلام آمادگی کردند.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۰)


توصیه محسن چاوشیِ افسرده حال به پرندگان غمگینِ آسمان. 40 هزار هموطن افسرده هم آن را لایک کرده اند.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۰)


نگار خانم جواهریان هر چقدردر جشنواره داخلی فیلم فجر کم حضور بود در جشنواره جهانی آن فعال است و هر روز در چارسو حضور دارد.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۰)


الناز حبیبی در حاشیه یک مراسمِ افتتاحیه. حضور در افتتاحیه ها دارد به شغل اول برخی عزیزان تبدیل میشود. شغل دومشان هم تبلیغات اینستاگرامی است. بازیگری در رده سوم مشاغل عزیزان قرار دارد.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۰)


پریناز خانم ایزدیار در پردیس چارسو، در اکران یکی از فیلم های جشنواره جهانی فیلم فجر.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۰)


خاطره اسدی هم در پردیس چارسو حاضر شد و به تماشای یکی از فیلم ها نشست.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۰)


بیتا بیگی بازیگر جوان فیلم های “دلتا ایکس” و “انتهای خیابان هشتم” ساخته های علیرضا امینی، از میهمانان ویژه پردیس چارسو در روز گذشته.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۰)


میترا حجار در روزهایی که همه دارند از حمایت خود ابراز پشیمانی می‌کنند، یک تنه پای همه چیز ایستاده است!

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۰)


احسان کرمی و سامان احتشامی در جشن تولد 40 سالگی سامان عزیز. تبریک فراوان به سامان احتشامی موزیسین کاردرست و دوست داشتنی کشورمان.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۰)


” عینک مسخره جدید چی آوردین؟” سوالی که بهنوش بختیاری هر بار که به عینک فروشی میرود، می‌پرسد.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۰)


سلفی روح الله حجازی با بانو فاطه معتمد آریا در حاشیه اکران های جشنواره جهانی فیلم فجر.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۰)


فیلمبرداری سریال “78 متر” کیانوش عیاری همچنان ادامه دارد و بیتا زاهدی هر از گاهی از پشت صحنه آن سلفی می‌گذارد. سریالی که برای پخش در تلویزیون در حال آماده شدن است.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۰)


بسوزه پدر عاشقی… بچه از دست رفت!

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۰)


اقا مهدی قائدی که همین چند وقت پیش برای زنده ماندنش دعا می‌کردیم، این سلفی ژیگول را از آسانسور آپلود کرده است.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۰)


مریم خدارحمی، سوگل طهماسبی، نفیسه روشن و بهنوش بختیاری پس از تماشای یک نمایش این سلفی یادگاری را انداختند.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۰)


دیروز تولد سارا محمدی هم بود که خواهرش با این استوری تولد او را تبریک گفت.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۰)


رعنا آزادی ور هم این استوری بدون شرح را که در آن کمتر به خودش شبیه است را به اشتراک گذاشت.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۰)


عکس بانمکی که سروین بیات همسر رضا قوچان نژاد از او و پسرشان دوران کوچولو پست کرده است.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۰)


محمدرضا غفاری و شقایق فراهانی در حاشیه جشنواره جهانی فیلم فجر.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۰)


این هم سلفی تابستانی مجتبی پیرزاده و حاج خانوم، به همراه کپشنی عاشقانه.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۰)


ماهور الوند که به چین سفر کرده است، این سلفی از خود بر روی دیوار چین را به اشتراک گذاشت.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۰)


تصمیم درست و به جای مصطفی کیایی برای دختر فسقلی و خوش خنده اش!

به انتهای مطلب امروز رسیدیم. از همراهی تان بسیار سپاسگزاریم. تا مطلب بعدی، دست حق نگهدارتان.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۰)


مثل همیشه منتظر نکات پیشنهادی و انتقاداتتان هستیم. چه از طریق گذاشتن نظرات زیر همین مطلب چه از طریق ایمیل [email protected] برای ارتباط با نویسنده مطالب هم می‌توانید با حساب کاربری amirrezashahinnia در اینستاگرام ارتباط برقرار کنید.

با سپاس از همراهی تان

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۷۰)


شخصیت های معروف جدید را با ardna.ir دنبال کنید

زیبا کرمعلی؛ از رتبه ۸ کنکور تا بازی در فیلم «لاتاری» | بیوگرافی و عکس

آوریل 20, 2018 at 8:05 ب.ظCategory:سرگرمی

زیبا کرمعلی؛ از رتبه ۸ کنکور تا بازی در فیلم «لاتاری»

خبرگزاری تسنیم: زیبا کرمعلی از جمله بازیگرانی است که می‌تواند آینده روشنی در سینمای ایران داشته باشد، بازیگری که برای اولین‌بار در فیلم سینمایی «لاتاری» ایفای نقش کرد و توانست بیش از حد انتظار از یک بازیگر تازه‌ کار ظاهر شود. کرمعلی علاوه بر بازیگری، در رشته کارگردانی سینما در دانشگاه هنر تحصیل می‌کند و در صحبت‌هایش گفته است که به زودی یک فیلم کوتاه می‌سازد.

او که روزی رتبه 8 کنکور سراسری شده است، علت انتخاب رشته کارگردانی سینما را علاقه‌ای می‌داند که از کودکی و نوجوانی به آن پیدا کرده است. او می‌گوید که علاقه‌ دارد بازیگری را ادامه دهد؛ اما کارگردانی را بیشتر از بازیگری دوست دارد.

از رتبه ۸ کنکور تا بازی در فیلم

در ادامه گفت‌وگوی  زیبا کرمعلی بازیگر فیلم سینمایی «لاتاری» را می‌خوانید:

خانم کرمعلی چه شد که سینما را به عنوان آینده کاری خود انتخاب کردید؟

علاقه‌مند شدن من به حوزه سینما به سن 12 سالگی باز می‌گردد. در آن سالها من به صورت جدی شروع به نگارش برای نشریه مدرسه کردم و داستان‌های کوتاه و بلند می‌نوشتم و حتی وبلاگ هم داشتم.

یعنی به صورت جدی نویسندگی می‌کردید؟

برای خودم کاملاً جدی بود اما هنوز به اندازه کافی جسارت و شجاعت نداشتم که دامنه مخاطبان نوشته‌هایم را گسترده‌تر کنم. حتی داخل وبلاگم با نام مستعار مطلب می‌نوشتم. البته در زمانی دوستی بود که به شدت من را برای نشر نوشته‌هایم تشویق کرد اما احساس کردم هنوز زود است. هنوز هم تک تک نوشته‌هایم را نگه داشته‌ام که مهمترین آن شاید زمانی است که سالهای زیادی از زندگی‌ام را صرف آن کرده‌ام و منتظرم زمانش برسد تا آن را آماده نشر کنم.

به غیر از آن، نوشتن از همه چیز تبدیل به عادت شده بود تا زمانی که دریافتم صفحه کاغذ تخیلات مرا ارضا نمی‌کند و لازم است تمام این نوشته‌ها بصری شوند! سینما شوند! و تقریبا 13 سالگی بود که مصمم شدم سینما را به عنوان رشته تحصیلی خود انتخاب کنم.

از 12 سالگی دوست داشتید که در سینما کار کنید، پس چرا وارد رشته ریاضی شدید؟

دوست داشتم امکانی بود تا بتوانم رشته سینما را برای مقطع هنرستان انتخاب کنم که در آن زمان در شهر کرج این رشته برای دختران ارائه نمی‌شد و از آنجا که کیفیت تحصیل و آموزش در سایر هنرستان‌ها به شدت ضعیف بود، برای دستیابی به نتیجه بهتر در کنکور هنر تصمیم گرفتم از رشته‌های نظری یکی را انتخاب کنم که نهایتاً انتخابم ریاضی بود و دیپلم من ریاضی شد و پیش دانشگاهی را در رشته هنر گذراندم. البته که اگر به عقب برمی‌گشتم به جای ریاضی، علوم انسانی را برای دیپلم انتخاب می‌کردم. چرا که امروز بیشتر از ریاضی به کارم می‌آمد.

رتبه 8 کنکور شدید؟

بله؛ البته قرار بود بهتر بشوم اما چون آخر کار کمی خسته شده بودم و شاید حتی بی‌انگیزه، از فضای درس خواندن فاصله گرفتم و نهایتا 8 شدم. البته از این نتیجه کاملاً راضی و خوشحالم.

بعد از کنکور چه اتفاقی افتاد؟

بعد از کنکور… شاید پررنگ ترین خاطره برای من، بیماری شدید پدربزرگم است که در روزهایی که خبر رتبه کنکورم رسید، خلاف بقیه خانواده‌ها چندان فرصت شادی پیدا نکردیم و کاممان تلخ بود. بعد هم که ورود به دانشگاه و باقی ماجراها.

از همان اول می‌دانستید که دانشکده سینما تئاتر دانشگاه هنر تهران را انتخاب می‌کنید؟

بله؛ از همان اول برنامه‌ام ادامه تحصیل در رشته کارگردانی سینما در دانشگاه هنر بود. به من گفته بودند برای ورود به سینما تئاتر لازم است رتبه زیر 100 داشته باشید که البته بعداً فهمیدم رتبه بسیار بهتری نیاز است! و طبیعتا تمام برنامه ریزی‌ها و هدفم کسب بهترین رتبه برای ورود به دانشگاه مورد علاقه‌ام بود.

از انتخابتان و دانشگاهتان راضی هستید؟

انتظارم از دانشگاه زیاد نبود. با توجه به اینکه مشاور کنکورم، خودش دانشجوی سال بالایی رشته سینما بود، خیلی از شرایط نامساعد آموزشی در دانشکده را برای من تشریح کرده بود؛ به همین خاطر چندان منتظر اتفاق خاصی نبودم و شاید دلیلی که خلاف بقیه هم سالانم دچار سرخوردگی نشدم همین آمادگی قبلی بود. برای جبران ضعف سیستم آموزشی سعی کردم خودم از همان ترم اول فنی را یاد بگیرم و در همین راستا سعی کردم تا حد مطلوبی تدوین بیاموزم که به نظرم یکی از بهترین اقداماتم بود و در نتیجه می‌توان گفت از مسیری که طی کرده‌ام راضی‌ هستم اما از وضعیت تحصیلی در دانشگاه خیر!

متأسفانه وضعیت آموزشی و امکانات دانشکده سینماتئاتر علی رغم اسم و اعتبار بزرگی که به دوش می‌کشد به شدت ضعیف و شکست‌خورده‌است. گواهش هم اعتراضات اخیر دانشجویان دانشکده علیه ضعف‌های شدید مدیریتی‌است. امیدوارم به زودی اتفاقاتی رقم بخورد تا این وضعیت نامساعد کمی سامان پیدا کند و این همه امید استعدادهای تازه ناامید نشود.

جلو تر می‌رویم، شما همراه سایر اعضای انجمن علمی سینما تصمیم می‌گیرید نشستی را پیرامون فیلم سینمایی «ماجرای نیمروز» در دانشکده سینما و تئاتر برگزار کنید.

من و دوستانم در انجمن علمی تصمیم گرفتیم فیلم ماجرای نیمروز را اکران کرده و پس از آن نیز جلسه نقد و بررسی آن با حضور عوامل انجام شود. مسئولیت دعوت عوامل با من بود. این اکران مقارن بود با اکران فیلم در سینماهای کشور. من موضوع را با آقای مهدویان در میان گذاشتم و او بسیار استقبال کردند و مرا برای این رویداد یاری دادند و نهایتاً شرایط حضور او و پنج نفر از عوامل فیلم از جمله آقای امینی در دانشکده ما فراهم شد.

و چه شد که محمدحسین مهدویان شما را برای فیلم «لاتاری» انتخاب کرد؟

بعد از نشست، آقای مهدویان با من صحبت کردند و گفتند که در حال نگارش فیلمنامه تازه ای هستند و خود و آقای امینی گمان می‌کنند که یکی از نقش‌ها مناسب من است. من آن روز حتی نمی‌دانستم فیلم چه موضوعی دارد، داستان آن تاریخی است یا در زمان حال رویدادی را جلو می‌برد. آقای مهدویان صحبت‌هایش را ادامه داد و گفت که اگر علاقه‌مند باشم آقای امینی به زودی قراری را ترتیب خواهند داد. چنین شد و نهایتاً همکاری ما شکل گرفت.

از رتبه ۸ کنکور تا بازی در فیلم

آقای مهدویان در آن روز به شما نگفت که نقشی که به پیشنهاد کرده است، نقش اول زن فیلم است؟

خیر. راستش را بخواهید در آن روز‌ها به هر چیزی فکر می‌کردم، به جز بازیگری. اوایل همان بودن در کنار تیمی حرفه‌ای و کاربلد برای من هیجان انگیز بود. اینکه نقش چیست یا چقدر دیده می‌شود تغییری در تصمیم من ایجاد نمی‌کرد. تمام چیزی که می‌خواستم این بود که انجامش دهم و از بودن کنار کارگردان فیلم تحسین برانگیز «ایستاده در غبار » تجربه کسب کنم.

پدرتان وقتی فهمید که قرار است بازیگری کنید، چه واکنشی نشان داد؟

پدرم اوایل فکر نمی‌کرد که موضوع جدی باشد. بعد که پروژه جدی‌تر شد و گفتند که نقشی که قرار است ایفا کنم نقش اول فیلم است، کمی ترسیده بودم، چرا که تا به حال در هیچ فیلم یا تئاتری ایفای نقش نکرده بودم. البته که ترس به مرور از بین رفت و خواستن جانشین آن شد. پدر نیز اوایل هر چند رضایت کافی نداشت اما بعدها در گفت‌وگو و تعامل با من و آشنایی بیشتر با شرایط کار رضایت و اطمینان پیدا کرد.

محمد حسین مهدویان در کارگردانی و بازی گرفتن از بازیگرها، آدم سخت گیری است؟

او در بازی گرفتن از بازیگر بسیار جزئی‌نگر، دقیق و جدی هستند. ما در فیلم سینمایی «لاتاری» آقای امینی را به عنوان بازیگردان نیز داشتیم و خب حضور ایشان خودش نقطه قوتی برای هر پروژه و هر کارگردانی است. ایشان در کنار آقای مهدویان همواره به بهترین نحو بازیگران را هدایت کرده و برای ارائه بازی یکدست و کم اشکال یاور کارگردان بود.

شما تئوری کارگردانی سینما را در دانشگاه آموخته بودید، وقتی در فیلم سینمایی «لاتاری» به صورت عملی با کاری که یک کارگردان باید انجام بدهد رو به رو شدید، از انتخاب رشته کارگردانی سینما پشیمان نشدید؟

البته که نه! خب لاتاری اولین حضور من در سینمای بلند بود اما پیش از آن تجربه حضور در پروژه‌های فیلم‌های کوتاه به عناوین دیگر را داشته‌ام و حقیقتاً پروژه‌های فیلم کوتاه امروز سینمای ایران، از نظر کیفی و تکنیکال چیزی کم از سینمای بلند ندارند! کما اینکه در بسیاری مواقع فشارهایی که فیلمسازان فیلم کوتاه متحمل می‌شوند به دلیل کمبود بودجه، بسیار بیشتر است. پس طبیعتاً بودن سر صحنه «لاتاری» نه تنها برای من ترسناک نبود، بلکه اعتماد به نفس من را برای فیلمسازی و کارگردانی دو چندان کرد.

برخورد شما با ساعد سهیلی به عنوان پارتنر چطور بود؟ ایفای نقش جلوی او برایتان سخت بود؟

تمرینات من با آقای امینی آغاز شد که البته در ادامه امیر حسین هاشمی هم برای کمک به من به برخی تمرین‌ها ملحق شد. صادقانه و عامیانه بگویم! شاید مدت‌ها طول کشید تا یخ من جلوی همین دو فرد آب بشود! روزی که قرار بود ساعد را برای اولین بار ببینم و تمرین کنیم نگران بودم و استرس داشتم اما درست زمانی که متن را در دست گرفتیم و شروع به خواندن کردیم، تمام استرس و نگرانی دور ریخته شد! نشانی از ترس نبود. البته که برخورد دوستانه و گرم ساعد سهیلی در این موضوع به شدت موثر بود. چیزی که تا پایان پروژه وجود داشت.

خانم کرمعلی، خوش شانسی شما این بود که با گروهی وارد سینما شده‌اید که انسان‌های درستی هستند. برخی از افراد از طریق راه‌های غیر عرفی وارد سینما می‌شوند، راه‌هایی که عموماً راه درستی نیستند و از آنها سوء استفاده می‌شود. آیا درباره این گونه ورود به سینما چیزی شنیده‌اید و اطلاعاتی درباره آن دارید؟

بله اطلاع دارم؛ این موضوع از جمله موضوعاتی است که درباره آن زیاد می‌شنویم و تنها مربوط به سینمای ایران نمی‌شود و در تمام دنیا شیوع پیدا کرده است. آدم‌های بی‌اخلاق در هر صنفی وجود دارد، در سینما نیز وجود دارد؛ اما به نظرم گاهی خود ما خانم‌ها نیز در این موضوع مقصر هستیم و اعتماد زودهنگام ما را بیشتر در معرض آسیب قرار می‌دهد. البته که این حرف به هیچ عنوان به معنای رفع تقصیر از طرف مقابل نیست! به هیچ عنوان! فرد بی اخلاق و سوء استفاده‌گر طبیعتاً از سمت هیچ فردی تبرئه نمی‌شود اما فکر می‌کنم برای تغییر این شرایط اگر ما خانم‌ها از خودمان شروع کنیم زودتر و بهتر نتیجه خواهد داد. لازم است ما خانم‌ها شجاعت دفاع از مرزهای اخلاقی خود را بیاموزیم. گاهی اوقات بی مبالاتی‌هایی از سمت خود ما اتفاق می‌افتد که بستر را برای افراد سوء استفاده گر مهیا می‌کند. فکر می‌کنم لازم است ما اول خواسته‌ها و مرزهای اخلاقی خود را بشناسیم و بدانیم که این دو در کنار هم مفهوم پیدا می‌کنند. اگر خواسته‌ها به قیمت فدا کردن اخلاق به دست بیایند، بعد از حصولشان خودبه خود برای ما بی معنی خواهند شد.

متاسفانه این موضوعات تلخ وجود دارد و برای حل آن باید اصلاحاتی اجتماعی صورت پذیرد.

برخوردی با اینگونه از فیلمسازان داشته‌اید؟

بله؛ ولی چون من آدم حساسی هستم و معمولاً تمام جوانب را در نظر می‌گیرم، زود متوجه این موضوع شدم و با آن گروه همکاری نکردم. گاهی با یک تحقیق جزئی می‌توان این موضوعات را متوجه شد. متاسفانه در جهانی زندگی می‌کنیم که راحت نباید اعتماد کرد. باید پیش از ورود به هر کاری تمام جوانب آن سنجیده شود.

بازیگری را ادامه می دهید؟

بله. و تلاش می‌کنم در آن مسیر رو به جلو پیش بگیرم و بهتر شوم.

فیلمنامه را به شما دادند و شما خواندید و متوجه شدید که داستان راجع به قاچاق دخترهای ایرانی به دبی است نظر شما راجع به داستان فیلم چه بود. از قبل اطلاع داشتید که چنین اتفاقی می‌افتد ؟

بله می‌دانستم که برای خانم‌ها و دختر‌های کشورمان چنین اتفاقاتی می‌افتد، چه در دبی و چه در هر جای دیگری اما تا آن زمان به این دقت پیگیر این موضوع نشده بودم. ساخت فیلم بر مبنای چنین ایده‌ای به نظرم تصمیم جسورانه‌ای بود که از جانب گروه سازنده گرفته شد. شخصاً به این فکر کردم که شاید کاراکتر نوشین و مسیری که سر راهش قرار می‌گیرد باعث شود حتی فقط یک نفر که ممکن است در معرض چنین سوء استفاده‌ای باشد، بیشتر درنگ کند و بیشتر پیگیر شود و همین شخصیت نوشین را برای من ارزشمندتر کرد.

اولین بار چه زمانی نسخه نهایی فیلم را تماشا کردید؟

من نسخه‌هایی ناتمام از فیلم‌ را دیده بودم، ولی نسخه نهایی آن را روز اول نمایش در جشنواره فیلم فجر تماشا کردم. در پردیس آزادی و کنار پدر و مادرم.

قبل از فیلم سینمایی «لاتاری» تجربه حضور در جشنواره فیلم فجر را داشتید؟

سالهای پیش مخاطب جشنواره بودم؛ اما اولین بار بود که به عنوان عوامل فیلم در جشنواره شرکت داشتم.

از رتبه ۸ کنکور تا بازی در فیلم

فیلم در کاخ سی‌وششمین جشنواره فیلم فجر به نمایش در آمد و نشست خبری آن برگزار شد؛ از سؤالاتی که امکان مطرح کردن آن بود نمی‌ترسیدید؟

برای اولین بار بود که در یک نشست خبری حضور می‌یافتم اما از سوالاتی که ممکن بود پرسیده شود ترسی نداشتم. کلا چندان آدم ترسویی نیستم و طبیعتاً برای پاسخ به سوالات احتمالی هم آمادگی داشتم. اما خب تقریباً هیچ سوالی از بازیگران پرسیده نشد و نشست جنبه‌ای سیاسی به خود گرفت و سوالات همه خطاب به آقای رضوی و آقای مهدویان بود. مثل هر اثر دیگری، برخی فیلم را به شدت دوست داشتند و برخی دیگر هم خیر.

نظر خودتان چه بود آیا فیلم خطرناکی بود ؟

به نظرم به جای اینکه به یک فیلم نگاه امنیتی داشته باشیم، بهتر است آن را نقد کنیم. حکومتِ هیچ کشوری را به خاطر آثار هنری‌اش محاکمه و قضاوت نمی‌کنند! ما می‌توانیم آثار را نقد کنیم اما نگاه امنیتی به فیلم‌ها و هر اثر هنری نتیجه‌اش تنها محدود کردن دامنه تخیلات و ذهن هنرمندان و فیلمنامه نویسان و نهایتاً تشدید سانسور است. البته این مطلب فقط محدود به لاتاری نیست و هر اثری را شامل می‌شود. بزرگترین رنجی که آثار سینمایی ما می‌کشند همین عقیم ماندن فیلمنامه‌ها ومحدود شدنشان به هزار و یک مرز و قانون نوشته و نانوشته است.

جشنواره فیلم فجر به روز‌های پایانی خود رسید و نامزدهای دریافت سیمرغ اعلام شدند، شما آن روز چه حسی داشتید؟

فیلم ما دیده شده بود و از این بابت همه خوشحال بودیم اما خب جدای از احتمالات دیگر، حداقل اطمینان داشتم که ساعد سهیلی نامزد بازیگر نقش اول خواهد بود. البته که از نقش آفرینی بی نظیر آقای حجازی فر هم نباید آسان گذشت.

گفتید که فیلم کوتاه می سازید. در چه مرحله‌ای هستید؟

بله و اکنون در مرحله نوشتن فیلمنامه هستیم.

قبلا فیلم کوتاه ساختید؟

کارگردانی نکردم اما در مقام‌های دیگر همکاری داشته ام. تدوینگر، منشی صحنه و دستیار کارگردان بوده‌ام.

یعنی به زودی شما یک فیلم کوتاه می‌سازید؟

بله. به امید خدا.

برخی از کارگردانان سینمای ایران از جمله محمدحسین مهدویان، علاوه بر کارگردانی فیلمنامه اثر را هم خود می نویسند. نظر شما درباره این موضوع چیست، آیا با این انگاره که کارگردان خود نویسنده فیلمنامه اثر هم باشد موافقید و تصمیم دارید در کارهایی که تولید می‌کنید خود نویسنده فیلمنامه نیز باشید؟

خیلی قائل به این نیستم که حتماً تمام آثاری که بسازم، خود فیلمنامه اش را نوشته باشم. در حال حاضر هم به دوستان فیلمنامه نویسم پیشنهاد دادم که اگر فیلمنامه‌ای در دست دارند و علاقه دارند که اثری با آن فیلمنامه تولید شود، بدهند تا به صورت مشترک و با همکاری یک دیگر آن اثر را تولید کنیم؛ چرا که به نظر من خود این همکاری چالش جذابی‌ست که دو فرد با دو تفکر مختلف تلاش کنند با هم همراه شده و دو برداشت مختلف از یک متن را به تصویر واحد برسانند.

اما در اینباره یک بحث وجود دارد، این که عموماً افرادی که فیلمنامه های خوبی دارند، می‌خواهند خود آن را کارگردانی کنند. بنابراین کسی قبول نمی‌کند که فیلمنامه‌اش را در اختیار دیگری بگذارد. در واقع تقریباً همکاری بین گروه فیلمنامه نویسی و کارگردانی در کشور ما و به ویژه میان دانشجویان این رشته بسیار اندک است.

برخی از فیلمسازان در آثارشان دغدغه‌های مشترکی را دنبال می‌کنند، مثلاً یک فیلمساز تصمیم می‌گیرد که در فیلمهایش دغدغه‌های اجتماعی مردم را به تصویر بکشد، فیلمساز دیگر پا فراتر می گذارد دغدغه های سیاسی خود یا مردم را به تصویر می‌کشد. آیا شما هم در آینده کاریتان تصمیم دارید که دغدغه مشترکی را دنبال کنید؟

نه؛ قائل به این نیستم که یک فیلمساز الزاماً باید مسیر واحدی را در فیلمهایش دنبال کند و خود هم تصمیم ندارم در آثاری که می‌سازم مسیر واحدی را پیمایش کنم، مثلاً فقط بخواهم موضوعات اجتماعی را دنبال کنم. اما شخصاً به تاریخ ایران علاقه‌مند هستم و دوست دارم که فیلم تاریخی بسازم. البته ساخت یک فیلم تاریخی در کشور ما کار سختی است، چرا که هم توانایی بالایی را می‌طلبد و هم بودجه بسیاری نیاز دارد اما به هر حال آرزوی نهایی من، ساخت فیلم درباره بازه تاریخی قبل از اسلام ایران است؛ چون درباره آن تاکنون صحبت نشده و به نظرم این بخش از تاریخ ما در حوزه فرهنگی بسیار مهجور مانده است. فکر می‌کنم صحبت کردن از گذشته و تشریح آن برای نسل‌های جدیدی که شاید بسیاری از شخصیت‌های بزرگ و قهرمانان ملی‌شان را نمی‌شناسند، قدمی در راه افزایش میزان خودباوری میان ما باشد. عدم خودباوری مشکلی‌ست که تمامیت جامعه امروز ما از آن رنج می‌برد و از این باب آسیب می‌خورد. البته که علل زیادی پشت سر این ضعف فرهنگی‌است اما به هر حال گمان می‌کنم مرور هویت و فرهنگ ملی‌مان باعث می‌شود این خود کم بینی در برابر جهان که حقیقتاً میان تک تک ما رخنه کرده است، نه به طور کامل اما اندکی کمرنگ‌تر شود. گنجینه‌ای از هنر، فرهنگ و حماسه‌های بزرگ پشتوانه مردم ماست. گنجینه‌ای که در گذر سال‌ها به فراموشی سپرده شده و شاید لازم است به ما یادآوری شود تا بدانیم همچنان هم قدرت ایجاد بزرگترین تغییرات در دستان ماست.

امیدوارم روزی برسد که بتوانم به این آرزو نزدیک شوم.

از رتبه ۸ کنکور تا بازی در فیلم

با توجه به صحبت های شما، شاید بتوان این سوال را به میان آورد که چرا برخی از فیلمنامه نویسان کشورمان، با توجه به این که می‌دانند ما در ادبیات کشورمان آثار غنی داریم به سمت اقتباس از آثار خارجی در فیلمنامه خود می‌روند؟

به نظرم بخشی از این موضوع به سبب وجود برخی محدودیت‌هاست. متاسفانه وقتی فیلمسازی به سمت ساخت چنین آثاری می‌رود با محدودیت‌هایی رو به رو می‌شود که این محدودیت‌ها زبان اثر را الکن و ناقص می‌کند. مثلاً مرحوم علی معلم برای ساخت فیلم «کورش بزرگ» چقدر تلاش کردند و هنوز هم آن اثر به سرانجامی نرسیده است. یا از شاهنامه فردوسی که بی شک یکی از بزرگترین آثار ادبی ایران و جهان است، چرا تاکنون اثر سینمایی فاخری تولید نشده است؟ باید از تهیه کنندگان و سرمایه گذاران فرهنگی پرسید که چرا قهرمانان ملی خودمان تاکنون در حاشیه و مهجور مانده‌اند.

شاید دلیل دیگر این موضوع هم، به همان عدم خودباوری ما بازگردد که سبب می‌شود کمتر به آثار ادبی تولید شده در کشور خودمان روی بیاوریم و ترجیح بسیاری از فیلمساران ما اقتباس از آثار ادبی سایر کشورهاست که امتحان خود را پس داده‌اند. البته که در این میان انصافاً آثار درخشانی هم در اقتباس از آثار خارجی تولید شده‌اند که شاید «شبهای روشن» آقای موتمن یکی از بهترین آنهاست اما همچنان هم جای خالی ادبیات فارسی در آثار امروز ما به شدت احساس می‌شود.

زیبا کرمعلی؛ از رتبه ۸ کنکور تا بازی در فیلم «لاتاری»


شخصیت های معروف جدید را با ardna.ir دنبال کنید